شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦١ - واژ١٧٢٨ «حكمت» و «حكم» (شعراء/ ٨٣ )
مقابل تقاضاى قبل كه ناظر به «حكمت نظرى» بود.
در آيۀ ٢٠ سوره ص[*]، خداوند دربارۀ «داود (ع)» مىفرمايد:
«و حكومت او را استحكام بخشيديم، هم حكمت [دانش] به او داديم و هم داورى عادلانه» «حكمت» در اين آيه به معنى علم و دانش و نيروى تدبير امور كشور يا مقام نبوّت و يا همۀ اينهاست.
«حكمت» گاه جنبه علمى دارد كه از آن تعبير به «معارف عاليه»، و گاه جنبه عملى دارد كه از آن تعبير به «اخلاق و عمل صالح» مىشود.
و به هر حال بايد گفت كه براى «حكمت» معانى فراوانى ذكر كردهاند، مانند «شناخت اسرار جهان هستى» و «معرفت و شناسايى خداوند»، امّا همۀ اين معانى را مىتوان يك جا جمع كرد و در تفسير «حكمت» چنين گفت:
حكمتى كه قرآن از آن سخن مىگويد و خداوند به «لقمان» عطا فرموده بود (آيۀ مورد بحث)، «مجموعهاى از معرفت و علم و اخلاق پاك و تقوا و نور هدايت» بوده است.
در حديثى از امام صادق (ع) در تفسير همين آيه: (لقمان/ ١٢.) مىخوانيم:
«حكمت اين است كه لقمان نسبت به امام و رهبر الهى عصر خود آگاهى داشت[١]».
در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر (ع) نيز در تفسير همين آيه مىخوانيم كه براى «هشام بن حكم» فرمود:
«مراد از حكمت، فهم و عقل است[٢]».
روشن است هريك از اينها يكى از شاخههاى مفهوم وسيع حكمت محسوب مىشود و با هم منافاتى ندارد.
به هر حال «لقمان» به خاطر داشتن اين حكمت به شكر پروردگارش پرداخت، او هدف نعمتهاى الهى و كاربرد آنها را مىدانست و درست آنها را در همان هدفى كه براى آن آفريده شده بودند به كار مىبست و اصلا حكمت همين است (به كار بستن هر چيز در جاى خود)، بنابراين «شكر» و «حكمت» به يك نقطه بازمىگردند[**]. (ج ٢٦١/١٥،
[*]وَ شَدَدْنٰا مُلْكَهُ وَ آتَيْنٰاهُ اَلْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ اَلْخِطٰابِ.ص/ ٢٠.
[١] نور الثقلين، ج ١٩٦/٤.
(٢) اصول كافى، ج ١٣/١ (كتاب العقل و الجهل، حديث ١٢.).
(**) دربارۀ «حكمت» در تفسير نمونه بحثهاى فراوان شده است، به شرح زير مراجعه فرماييد: