شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٣ - اَخْطَأن١٦٤٨ ا (بقره/ ٢٨٦ )
«اگر ما بخواهيم از آسمان آيهاى بر آنها (كفّار) نازل مىكنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع شود»فَظَلَّتْ أَعْنٰاقُهُمْ لَهٰا خٰاضِعِينَ.
آيه فوق براى اثبات اين حقيقت است كه خداوند بر هر چيز قادر است، حتى مىتواند همه آنها را (اهل مكه كه پيامبر «ص» مرتبا آنها را به توحيد دعوت مىكرد و آنها ايمان نمىآوردند) به اجبار وادار به ايمان كند و نيز به اين نكته اشاره دارد كه ما اين قدرت را داريم كه معجزۀ خيرهكننده، يا عذاب شديد و وحشتناكى بر آنها فروبفرستيم كه همگى بىاختيار سر تعظيم در برابر آن فرود آورند و تسليم شوند، ولى اين ايمان اجبارى ارزشى ندارد، مهم آن است كه آنها از روى اراده و تصميم و درك و انديشه در برابر حق خاضع گردند.
ناگفته پيداست كه منظور از «خضوع كردن گردنها» خضوع كردن صاحبان آنهاست، منتها «گردن» در فارسى، و «رقبه» و «عنق» در عربى به خاطر اين كه عضو مهم بدن انسان است به صورت كنايه از خود انسان ذكر مىشود، فى المثل افراد ياغى را گردنكش و افراد زورگو را گردن كلفت و افراد ناتوان را گردنشكسته مىگويند!. (ج ١٨٥/١٥، ج ٢٨٩/١٧.)
خ ط أ
اَخْطَأنٰا: (بقره/ ٢٨٦.)[*]
«خطا» به معنى «اشتباه، ضد صواب» است (گناه غير عمدى)[**]و يا هر كارى كه موجب ضرر ديگرى شود و كنندۀ آن كار ملزم به پرداخت خسارت و زيان باشد[***].
و به عبارت ديگر: «خطا» معمولا به كارهايى گفته مىشود كه از روى غفلت و عدم توجه از انسان سر مىزند[****]، مثل اين كه كسى به هنگام شكار تيرى را مىزند و بدون قصد
[*]... رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِينٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا...«... (مؤمنان مىگويند) پروردگارا! اگر ما فراموش كرديم يا خطا كرديم ما را مؤاخذه مكن...» بقره/ ٢٨٦.
[**] رفع عن امتى الخطأ و النسيان. «از امّت من گناه غير عمدى و فراموشى برداشته شد» (حديث).
[***] فرهنگ لاروس، ج ٩٢١/١.
[****] امّا «خطأ»: گناه از روى عمد است:... إِنَّ قَتْلَهُمْ كٰانَ خِطْأً كَبِيراً.«همانا كشتن آنان (زنده