شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨ - (اخلاص/ ١)
دارد گفته شده است و بعد از آن به هر كارى كه عاقبتى داشته باشد گفتهاند و الآن غالبا براى تعليل و بيان علت چيزى به كار مىرود. (ج ٣٥٥/٤.)
ا ح د
أَحَدٌ:(اخلاص/ ١)[*]
از همان «وحدت» گرفته شده است و لذا بعضى «احد» و «واحد» را به يك معنى تفسير كردهاند و معتقدند هر دو اشاره به آن ذاتى است كه از هر نظر بىنظير و منفرد مىباشد، در علم، يگانه است، در قدرت بىمثال است، در رحمانيت و رحيميت يكتاست، و خلاصه از هر نظر بىنظير است.
ولى بعضى عقيده دارند كه ميان «احد» و «واحد» فرق است. «احد» به ذاتى گفته مىشود كه قبول كثرت نمىكند، نه در خارج و نه در ذهن و لذا قابل شماره نيست و هرگز داخل عدد نمىشود، به خلاف «واحد» كه براى او دوم و سوم تصور مىشود، يا در خارج، يا در ذهن، و لذا گاه مىگوييم احدى از آن جمعيت نيامد، يعنى هيچكس نيامد، ولى هنگامى كه مىگوييم، واحدى نيامد ممكن است دو يا چند نفر آمده باشند (١).
ولى اين تفاوت با موارد استعمال آن در قرآن مجيد و احاديث چندان سازگار نيست.
بعضى نيز معتقدند: احد اشاره به بساطت ذات خداوند در مقابل اجزاى تركيبيه خارجيه يا عقليه (جنس و فصل و ماهيت و وجود) است، در حالى كه واحد اشاره به يگانگى ذات او در برابر كثرات خارجيه مىباشد.
در حديثى از امام محمّد باقر (ع) مىخوانيم: «احد» فردى است يگانه و «احد» و «واحد» يك مفهوم دارد و آن ذات منفردى است كه نظير و شبيهى براى او نيست، و «توحيد» اقرار به يگانگى و وحدت و انفراد اوست.
در ذيل همين حديث مىخوانيم: «واحد از عدد نيست، بلكه واحد پايۀ اعداد است، عدد از دو شروع مىشود، بنابراين معنى«اَللّٰهُ أَحَدٌ»يعنى معبودى كه انسانها از ادراك ذات او عاجز و از احاطه به كيفيتش ناتوانند، او در الهيّت فرد است و از صفات مخلوقات برتر[١]».
[*]قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ.«بگو: خداوند يكتا و يگانه است.» اخلاص/ ١.
[١] الميزان، ج ٢.٥٤٣/٢٠) بحار الانوار، ج ٢٢٢/٣.