شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٣٩ - جبار (مائده/ ٢٢ )
سجده مىكردند و بعضى گفتهاند: «جبت» در اين جا به معنى «بت» است، و «طاغوت» به معنى «بتپرستان و حاميان بت» است، زيرا يهود، هم در برابر بتها سجده مىكردند و هم در برابر بتپرستان تسليم مىشدند.
جالب توجه اين كه روحيۀ ناپسند فوق در اين قوم هنوز هم به شدت باقى است و مىبينيم براى رسيدن به اهداف خود، از هيچگونه سازشكارى در تحت هر شرايطى رويگردان نيستند و به همين دليل گرفتار شكستها در طور تاريخ گذشته و امروز خود شدهاند. (ج ٤١٨/٣ و ٤١٩.)
ج ب ر
جبار: (مائده/ ٢٢.)[*]
اين واژه در اصل از مادۀ «جبر» به معنى اصلاح كردن چيزى است كه توأم با فشار و قهر باشد، بههمينجهت بستن استخوان شكسته را «جبر» مىگويند، ولى بعدا از يكسو به هر نوع جبران و ازسوىديگر به هر نوع قهر و غلبه اطلاق شده است (و اگر به خداوند نام «جبار» اطلاق مىشود، يا به خاطر تسلط او بر همه چيز است و يا به خاطر اصلاح كردن هر موجود نيازمند به اصلاحى است).
منظور از «قوم جبّار» در آيۀ مورد بحث - آنگونه كه از تواريخ استفاده مىشود - جمعيت «عمالقه»[١]بودهاند كه اندامهاى درشت و بلند داشتند و گاهى دربارۀ طول قد آنها مبالغهها شده است و افسانهها ساختهاند و مطالب مضحكى كه با هيچ دليل عملى همراه نيست پيرامون آنها، مخصوصا پيرامون «عوج» در تواريخ ساختگى و آميخته با خرافات ديده مىشود و چنين به نظر مىرسد كه اين گونه افسانهها كه به پارهاى از كتب اسلامى نيز راهيافته از
[*]قٰالُوا يٰا مُوسىٰ إِنَّ فِيهٰا قَوْماً جَبّٰارِينَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰى يَخْرُجُوا مِنْهٰا...«گفتند اى موسى در آن (سرزمين) جمعيتى ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمىشويم تا آنها خارج شوند...» مائده/ ٢٢.
[١] عمالقه: جمعيتى از نژاد سامى بودند كه در شمال شبه جزيرۀ عربستان نزديك صحراى سينا زندگى مىكردند، آنها به مصر حمله كردند و مدتها آنجا را در اختيار داشتند حكومت آنها در حدود ٥٠٠ سال طول كشيد (از سال ٢٢١٣ قبل از ميلاد تا ١٧٠٣ قبل از ميلاد. «دائرةالمعارف فريد وجدى، جلد ٦، صفحه ٢٣٣، ط سوم».