شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٠٩ - بطش (در آي١٧٢٨ ٣٦ سور١٧٢٨ قمر)
اهل لغت و مفسران ذكر كردهاند واژۀ مذكور در اين آيه، هم معنى لازم و هم متعدى دارد، يعنى هم خودشان در حركت كندند و هم ديگران را تشويق به اين كار مىكنند و شايد با توجه به اين كه جمله از باب تفعيل است فقط معنى متعدى را دارد منتها گاهى خودشان را وادار به كندى مىكنند و گاهى ديگران را! (ج ٥/٤ و ٦.)
ب ط ر
بَطِرَتْ:(قصص/ ٥٨.)[*]
از مادّۀ «بطر» (بر وزن بشر) به معنى «طغيان و غرور براثر فزونى نعمت» است، بنابراين ترك شكرگزارى در معناى آن نهفته است، واژه «بطر» در اصل به معنى «شكافتن» است و «بيطار» (دامپزشك) نيز از همين مادّه گرفته شده، زيرا گوشت را با نيشتر مىشكافد. (ج ١٢٧/١٦ با استفاده از ديگر منابع)
ب ط ش
بطش: (در آيۀ ٣٦ سورۀ قمر)[**]
بر وزن «فرش» در اصل به معنى «گرفتن چيزى است با قدرت» و ازآنجا كه هنگام مجازات قبلا مجرم را با قدرت مىگيرند، اين كلمه به معنى «مجازات» نيز آمده است.
واژه «بطش» علاوه بر معنى فوق، گاه به معنى «جنگ و ستيز» آمده است (گرفتن با سختى و نيرو و ناگهان بر كسى حمله كردن)[***].
(ديگران را سست مىكنند...»نساء/٧٢.
[*]وَ كَمْ أَهْلَكْنٰا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهٰا... «بسيارى از شهرها و آباديهايى كه براثر فزونى نعمت مست و مغرور شده بود هلاك كرديم...» قصص/ ٥٨.
[**]وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ. «او (لوط) آنها را در مورد مجازات ما انذار كرد، ولى آنها اصرار بر مجادله و القاء شك داشتند» قمر/ ٣٦.
[***] تفسير نمونه، ج ٢٨٢/٢٢، فرهنگ لاروس، (عربى - فارسى)، ج ٤٦٧/١.