شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٤٠ - ابليس (بقره/ ٣٤ )
در اين جا ابليس «عرض كرد: پروردگارا! به خاطر اين كه مرا گمراه ساختى (و اين انسان زمينه بدبختى مرا فراهم ساخت) من نعمتهاى مادى روى زمين را در نظر آنها زينت مىدهم و انسانها را به آن مشغول مىدارم و سرانجام همه را گمراه خواهم كرد» حجر/ ٣٩.
اما او به خوبى مىدانست كه وسوسههايش در دل «بندگان مخلص خدا» هرگز اثر نخواهد داشت و دامهايش آنها را به خود مشغول نخواهد كرد. خلاصه بندگان مخلص آنچنان نيرومندند كه زنجيرهاى اسارت شيطان را از هم مىگسلند، لذا بلافاصله براى سخن خود استثنائى قائل شد و گفت: «مگر آن بندگان خالصشدۀ تو» حجر/ ٤٠.
بديهى است كه خدا هرگز شيطان را گمراه نساخته بود، بلكه اين نسبت شيطنتآميز بود كه از ابليس صادر شد، براى اين كه خود را به اصطلاح تبرئه كند و توجيهى براى اغواگرى خود ترتيب دهد، و اين رسم همۀ ابليسها و شياطين است كه اولا گناهان خويش را به گردن ديگران مىافكنند و ثانيا همه جا مىكوشند تا اعمال زشت خود را با منطقهاى غلطى توجيه كنند، نه تنها در برابر بندگان خدا، حتى در برابر خود خدا كه از همه چيز آگاه است.
خلاصه آنكه وسوسههاى شيطان گرچه مؤثر است، ولى تصميم نهايى با خود شيطان نيست، با خود انسانهاست، چرا كه انسان مىتواند در برابر وسوسههاى او بايستد و دست رد بر سينه او بگذارد. به عبارت ديگر، نفوذ وسوسههاى شيطانى در انسان يك نفوذ ناآگاه و اجبارى نيست، بلكه ما به ميل خويش وسوسۀ او را به دل راه مىدهيم وگرنه حتى خود شيطان مىداند كه بر مخلصان - آنها كه خويشتن را در پرتو تربيت، خالص كردهاند و زنگار شرك را از روح و جان زدودهاند - راه ندارد. همچنان كه خداوند فرمود: «تو هيچگونه تسلط و قدرتى بر بندگان من ندارى، مگر گمراهانى كه شخصا بخواهند از تو پيروى كنند» حجر/ ٤٢.
به تعبير رساتر - همان تعبيرى كه از آيات قرآن استفاده مىشود - رابطه شيطان و گمراهان، رابطۀ «پيشوا» و «پيرو» است، نه رابطۀ «اجباركننده» و «اجبار شونده»[*].
(ج ١٨٢/١، ج ٦٩/١١ تا ٧٧.)
(*)دربارۀ «فلسفۀ آفرينش شيطان» رجوع شود به تفسير نمونه، ج ١٩، صفحه ٣٤٥.