شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٦ - حلية (زخرف/ ١٨ )
حلى
حلية: (زخرف/ ١٨.)[*]
به معنى «زينت و زيور» است، اصل كلمۀ «حلى» به معنى زيورى است كه از سنگ و معدنيّات يا فلزات گرانبها (طلا و نقره) باشد و يا بطور كلى هر پيرايهاى كه بدان زن يا شمشير و مانند آن را زينت دهند[**]و «حلى» در جمع: «حلىّ» (به ضم حاء و كسر لام و ياء مشدّد) به معنى «زيورها و پيرايهها» است.
آيۀ مورد بحث در برابر تفكر خرافى و پندار زشت بتپرستان كه آنها ملائكه را جزئى از خدا و نيز دختران خدا مىپنداشتند، آنها را بطور كلى اين گونه زير سؤال مىبرد:
«آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مىيابد و به هنگام گفتگو و كشمكش در بحث و مجادله قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد؟!)» زخرف/ ١٨.
در اين جا، قرآن دو صفت از صفات زنان را كه در غالب آنها ديده مىشود و از جنبۀ عاطفى آنان سرچشمه مىگيرد مورد بحث قرار داده است.
نخست علاقۀ شديد آنها به زيور و زينت، و ديگر عدم قدرت كافى بر اثبات مقصود خود به هنگام مخاصمه و جر و بحث به خاطر حيا و شرم.
بدون شك زنانى هستند كه تمايل چندانى به زينت ندارند و نيز بدون شك علاقه به زينت در «حد اعتدال» عيبى براى زنان محسوب نمىشود، بلكه در اسلام روى آن تأكيد شده است، منظور اكثريتى است كه در غالب جوامع بشرى عادت به تزيين افراطى دارند، گويى در ميان زينت به وجود مىآيند و پرورش مىيابند.
و نيز بدون شك در ميان زنان افرادى پيدا مىشوند كه از نظر قدرت منطق و بيان بسيار قوى هستند، ولى نمىتوان انكار كرد كه اكثريت آنها به خاطر شرم و حيا در مقايسه با مردان به هنگام بحث و مخاصمه و جدال، قدرت كمترى دارند. و هدف، بيان اين حقيقت است كه چگونه شما دختران را فرزند خدا مىپنداريد و
[*]أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي اَلْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي اَلْخِصٰامِ غَيْرُ مُبِينٍ. زخرف/ ١٨.
[**] فرهنگ لاروس، ج ٨٥٨/١.