شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٥٧ - (فرقان/ ٢٢ )
مىتراشيدند و در حفاظت آن قرار مىگرفتند).
پيامبر بزرگشان «صالح» براى هدايت آنها مبعوث شد و همچنان كه در آيۀ مورد بحث آمده، اين قوم، فرستادگان خدا را تكذيب كردند! در اين كه اين سرزمين (شهر آنها) در كجا واقع بود، بعضى از مورخان نوشتهاند شهرى بوده كه در مسير كاروان مدينه و شام در يك منزلى «وادى القرى» و در جنوب «تيمه» قرار داشته است كه امروزه تقريبا اثرى از آن باقى نيست.
اين شهر در گذشته يكى از شهرهاى تجارى عربستان بوده و «بطلميوس» در نوشتههايش به عنوان يك شهر تجارى از آن نام برده است، و «پلين» جغرافىدان رومى از آن به نام «حجرى» ياد مىكند.
در روايتى مىخوانيم كه در سال نهم هجرت كه پيامبر (ص) براى دفع سپاه روم به تبوك لشكركشى كرد، سربازان اسلام مىخواستند در اين منزل توقفى كنند، پيامبر (ص) مانع آنها شد و فرمود:
«اين جا، همان منطقۀ قوم ثمود است كه عذاب الهى بر آنها فرود آمد[١]».
(ج ١٢٢/١١، ج ٥٧/١٥.)
حِجْراً مَحْجُوراً:(فرقان/ ٢٢.)[*]
اين جمله، اصطلاحى بوده است در ميان عرب، وقتى آنها به كسى برخورد مىكردند كه از او مىترسيدند براى گرفتن امان، جملۀ مذكور را در برابر او مىگفتند.
مخصوصا رسم عرب اين بود، در ماههاى حرام كه جنگ ممنوع بوده هنگامى كه كسى با ديگرى روبرو مىشد و احتمال مىداد اين سنّت شكسته شود و به او صدمهاى برسد، اين جمله را تكرار مىكرد. طرف مقابل با شنيدن آن، او را امان مىداد و از نگرانى و اضطراب و وحشت بيرون مىآورد، بنابراين معنى جملۀ مزبور اين است:
«امان مىخواهم امانى كه برگشت و تغييرى در آن نباشد[٢]». (ج ٥٧/١٥.)
[١]خزائلى، اعلام قرآن، ص ٢٩٢.
[*]... وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً.«... و مىگويند ما را امان دهيد و ما را معاف داريد!» فرقان/ ٢٢.
[٢] از نظر ادبى «حجرا» مفعول فعل مقدرى است و «محجورا» به عنوان تأكيد آمده و در اصل اين بوده: «اطلب منك منعا لا سبيل الى رفعه و دفعه».