شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٦ - خَطيئَة و إثْم (نساء/ ١١٢ )
خود برسد تمام وجود انسان را به رنگ گناه در مىآورد و عين وجود انسان مىشود.
در اين هنگام هيچ پند و موعظه و راهنمايى رهنمايان در وجود او اثر نخواهد كرد و در حقيقت با دست خود قلب ماهيت خويش كرده است.
از يك نظر چنين كسانى به كرمهايى مىمانند كه اطراف خود پيلهاى مىتنند، پيلهاى كه آنان را زندانى و سرانجام خفه مىكند و روشن است سرنوشتى جز خلود در آتش براى آنها نخواهد بود.
و با توجه به آياتى كه مىگويد خداوند تنها مشركان را نمىآمرزد و اما غير شرك، قابل بخشش استإِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ...نساء/ ٤٨.) و با توجه به اين كه در آيۀ مورد بحث (بقره/ ٨١.) كه سخن از خلود در آتش مىباشد، مىتوان نتيجه گرفت كه اين چنين گنهكاران سرانجام گوهر ايمان را از دست مىدهند و مشرك و بىايمان از دنيا مىروند! (ج ٣٢٣/١-٣٢٤.)
خَطيئَة و إثْم: (نساء/ ١١٢.)[*]
«و كسى كه خطا يا گناهى [خطيئه يا اثمى] مرتكب شود، آنگاه بىگناهى را متهم سازد، بار بهتان و گناه آشكارى بر دوش گرفته است» نساء/ ١١٢.
گناهانى را كه انسان مرتكب مىشود و به گردن ديگرى مىافكند به دو قسم تقسيم شده، يكى «خطيئة» و ديگرى «اثم». دربارۀ تفاوت ميان اين دو، مفسران و اهل لغت سخن بسيار گفتهاند، اما آنچه نزديكتر به نظر مىرسد اين است كه «خطيئة» از «خطا» در اصل به معنى «لغزشها و گناهانى» است كه بدون قصد از انسان سر مىزند و گاهى داراى كفاره و غرامت است، ولى تدريجا در معنى خطيئة توسعهاى داده شده و هر گناه اعم از عمد و غير عمد را در بر مىگيرد، زيرا هيچگونه گناهى (اعم از عمد و غير عمد) با روح سليم انسان سازگار نيست و اگر از او سر بزند در حقيقت يك نوع لغزش و خطاست كه شايستۀ مقام او نيست، نتيجه اين كه خطيئة معنى وسيعى دارد كه هم گناه عمدى و هم غير عمدى را شامل مىشود، ولى اثم معمولا به گناهان عمدى و اختيارى گفته مىشود و در اصل «اثم» به معنى چيزى است كه انسان را از كارى بازمىدارد و از آنجا كه گناهان، آدمى را از خيرات
[*]وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ اِحْتَمَلَ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. نساء/ ١١٢.