شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦٩ - (ق/ ٢٢ )
حَدِيدٌ:(ق/ ٢٢.)[*]
در اصل به معنى «آهن» است و نيز به معنى «تند و تيز» و «چاقو يا شمشير تيز» آمده است و سپس همان گونه كه «برنده» صفت شمشير و كارد است به «تيزبينى و تيزفهمى» نيز اطلاق شده است (حديد النّظر، حديد الفهم). اما در فارسى به زبان گويا و نطق فصيح نيز «برنده» اطلاق مىشود و از اين جا روشن مىشود كه منظور از «بصر» در آيۀ مورد بحث، چشم ظاهر نيست، بلكه همان چشم عقل و دل است. (ج ٢٦٠/٢٢.) تحدى: (هود/ ١٣[١]، بقره/ ٢٣[٢]، طور/ ٣٤.[٣]) در اصل به معنى «برابرى كردن» يا «پيش خواندن خصم و غلبه جستن» است. واژۀ «تحدّى» به اين شكل در قرآن مجيد نيامده، بلكه از آن به عنوان يك اصطلاح، براى پيش خواندن خصم، به قصد معارضه و مقابلۀ به مثل (براساس آيات مورد بحث) به كار گرفته شده و اين همان چيزى است كه در علم كلام و عقايد از آن تعبير به «تحدّى» مىكنند.
هنگامى كه قرآن مجيد، بهانهجويى و عدم تسليم كفار لجوج را در برابر آيات الهى و دعوت پيامبر (ص) مىبيند آنها را به معارضه و مقابلۀ به مثل مىخواند تا عجز و ناتوانى مشركان را در برابر معجزات حق روشن سازد.
به عبارت ديگر: هر پيامبرى براى گواه صدق رسالتش، لازم است معجزهاى بياورد و همانطور كه از لفظ معجزه پيداست، پيامبر بايد قدرت بر انجام اعمال خارقالعادهاى داشته باشد كه ديگران از انجام آن عاجز باشند.
(زير عنوان: «مرزهاى الهى») مراجعه فرماييد.
[*]... فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ.«... و امروز چشمت كاملا تيزبين است!» ق/ ٢٢.
[١]أَمْ يَقُولُونَ اِفْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ...«بلكه آنها مىگويند اين (قرآن) را به دروغ (به خدا) نسبت مىدهد، بگو (اگر راست مىگوييد) شما هم ده سوره همانند اين سورهها (ى دروغين) بياوريد...» هود/ ١٣.
[٢]وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلىٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ...«اگر دربارۀ آنچه بر بندۀ خود (پيامبر) نازل كردهايم شك و ترديد داريد (لا اقل) يك سوره همانند آن بياوريد...» بقره/ ٢٣ (و نيز يونس/ ٣٨)
[٣]فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كٰانُوا صٰادِقِينَ.«اگر راست مىگويند سخنى همانند آن بياورند» طور/ ٣٤.