شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٠ - (كهف/ ٨٦ )
تيرهرنگ بدبو و متغيّر) گرفته شده بود، خلق مىكنم، هنگامى كه خلقت او را به پايان و كمال رساندم و در او از روح خود (يك روح شريف، شايسته، پاك و با عظمت) دميدم همگى به خاطر او سجده كنيد» حجر/ ٢٨ و ٢٩.
خداوند در اين آيات به شاهكار بزرگ خلقت، يعنى آفرينش انسان پرداخته است و طى آيات متعدد و پرمحتوايى بسيارى از جزئيات اين آفرينش را بازگو مىكند.
جالب اين كه از اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه انسان از دو چيز مختلف آفريده شده كه يكى در حدّ اعلاى عظمت و ديگرى ظاهرا در حدّ ادنى از نظر ارزش! جنبۀ مادى انسان را گل بدبوى تيرهرنگ (لجن) تشكيل مىدهد، و جنبۀ معنوى او را چيزى كه به عنوان روح خدا از آن ياد شده است.
البته خدا نه جسم دارد و نه روح، و اضافۀ روح به خدا به اصطلاح «اضافۀ تشريفى» است و دليل بر اين است كه روحى بسيار پرعظمت در كالبد انسان دميده شده، همان گونه كه خانۀ كعبه را به خاطر عظمتش «بيت اللّه» مىخوانند، و ماه مبارك رمضان را به خاطر بركتش «شهر اللّه» (ماه خدا) مىنامند.
و به همين دليل قوس صعودى انسان آنقدر بالاست كه به جايى مىرسد كه جز خدا نبيند، و قوس نزوليش آنقدر پايين است كه از چهار پايان هم پايينتر خواهد شد (بل هم اضلّ) و اين فاصلۀ زياد ميان «قوس صعودى» و «نزولى» خود دليل بر اهميّت فوقالعادۀ اين مخلوق است.
و نيز اين تركيب مخصوص دليل برآن است كه عظمت مقام انسان به خاطر جنبه مادى او نيست، چرا كه اگر به جنبۀ ماديش بازگرديم لجنى بيش نمىباشد.
اين روح الهى است كه با استعدادهاى فوقالعادهاى كه در آن نهفته است و مىتواند تجلّيگاه انوار خدا باشد، به او اينهمه عظمت بخشيده و براى تكامل او تنها راه اين است كه آن را تقويت كند و جنبۀ مادى را كه وسيلهاى براى همين هدف است در طريق پيشرفت اين مقصود به كار گيرد. (ج ٦٨/١١-٦٩ و ٧٨-٧٩.)
حَمِئَةٍ:(كهف/ ٨٦.)[*]
در اصل به معنى «گل سياه بدبو» و يا به تعبير ديگر «لجن» است كه پيش از اين در
[*]فَأَتْبَعَ سَبَباً،حَتّٰى إِذٰا بَلَغَ مَغْرِبَ اَلشَّمْسِ وَجَدَهٰا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ...كهف/ ٨٥ و ٨٦.