شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٤ - (يوسف/ ٤٤ )
حق بر مىدارند.
گاهى واژۀ «حلم» به معنى «خواب و رؤيا» آمده است و در مورد آيۀ فوق چنين تفسيرى نيز بعيد نيست، يعنى سخنان آنها گويى نتيجه خوابهاى پريشان است (اين واژه با واژۀ «حلم» بر وزن علم ريشۀ مشترك دارد). (ج ٤٤٧/٢٢-٤٤٨.)
أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ:(يوسف/ ٤٤.)[*]
واژۀ «اضغاث» جمع «ضغث» (بر وزن حرص) به معنى «يك بسته از هيزم يا گياه خشكيده يا سبزى يا چيز ديگر» است، و «احلام» جمع «حلم» (بر وزن نهم) به معنى «خواب و رؤيا» است. بنابراين، اضغاث و احلام به معنى «خوابهاى پريشان و مختلط» است، گويى از بستههاى گوناگونى از اشياء متفاوت تشكيل شده است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ ماجراى خواب سلطان مصر است[**]، او تعبيركنندگان و اطرافيان خود را حاضر كرد كه به تعبير خواب پردازند، ولى آنها در پاسخ وى «اظهار داشتند كه اينها خوابهاى پريشان و پراكنده است و ما از تعبير اين گونه خوابها آگاه نيستيم» يوسف/ ٤٤.
با توجه به متن اين آيه، مىبينيم كه كلمۀ «الأحلام» (در جملۀنَحْنُ بِتَأْوِيلِ اَلْأَحْلاٰمِ بِعٰالِمِينَبا الف و لام عهد آمده و آن اشاره به اين معنى است كه ما قادر به تأويل اين گونه خوابها نيستم.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه اظهار ناتوانى آنها واقعا به خاطر آن بوده كه مفهوم واقعى اين خواب براى آنها روشن نبود و لذا آن را جزء خوابهاى پريشان محسوب داشتند، چه اين كه خوابها را به دو گونه تقسيم مىكردند:
خوابهاى معنى دار كه قابل تعبير بود، و خوابهاى پريشان و بىمعنى كه تعبير براى آن نداشتند و آن را نتيجۀ فعّاليت قوۀ خيال مىدانستند، بخلاف خوابهاى گروه اول كه آن را نتيجه تماس روح با عوالم غيبى مىديدند. (ج ٤٢٣/٩.)
[*]قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ وَ مٰا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ اَلْأَحْلاٰمِ بِعٰالِمِينَ.يوسف/ ٤٤.
(**) براى اطلاع بيشتر از چگونگى خواب سلطان و پيامدهاى رؤياى او، رجوع شود به جلد ٩ تفسير نمونه صفحه ٤٢٢ (ذيل آيات در سورۀ يوسف).