شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢٩ - ثانِى در جمل١٧٢٨ ثانى عطفه (حج/ ٩ )
نيست و جمع همه آنها ممكن است. (ج ٤٣٣/١٩.)مَثْنىٰ وَ فُرٰادىٰ:(در آيۀ ٤٦ سورۀ سبأ)[*]به معنى: «دودو، يا يكيك» اشاره به اين است كه انديشه و تفكر بايد دور از غوغا و جنجال باشد، مردم به صورت تكنفرى، يا حد اكثر دو نفر دو نفر قيام[**]كنند و فكر و انديشۀ خود را به كار گيرند، چرا كه تفكر در ميان جنجال و غوغا عميق نخواهد بود، بخصوص اين كه عوامل خودخواهى و تعصب در راه دفاع از اعتقاد خود در حضور جمع، بيشتر پيدا مىشود.
بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه اين دو تعبير به منظور اين است كه افكار «فردى» و «جمعى» يعنى آميخته با مشورت را فراگيرد، انسان بايد هم به تنهايى بينديشد و هم از افكار ديگران بهره گيرد كه استبداد در فكر و رأى مايه تباهى است و همفكرى و تلاش براى حلّ مشكلات علمى به كمك يكديگر تا آنجا كه به جنجال و غوغا نكشد مطمئنا اثر بهترى دارد و شايد به همين دليل «مثنى» بر «فرادى» مقدم داشته شده است.
(ج ١٣٦/١٨.)
ثانِى در جملۀ: ثانى عطفه (حج/ ٩.)[***]
از ماده «ثنى» به معنى «پيچيدن» است و «عطف» به معنى «پهلو» است و «پيچيدن پهلو» كنايه از بىاعتنايى و اعراض از چيزى است[****]. (ج ٣٠/١٤.)
[*]قُلْ إِنَّمٰا أَعِظُكُمْ بِوٰاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّٰهِ مَثْنىٰ وَ فُرٰادىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا...«بگو: تنها شما را به يك چيز اندرز مىدهم و آن اين كه دو نفر دو نفر، يا يك نفر يك نفر براى خدا قيام كنيد، سپس فكر خود را به كار گيريد...» سبأ/ ٤٦.
[**] تعبير به «قيام» در آيۀ مورد بحث (سبأ/ ٤٦.) به معنى ايستادن روى دو پا نيست، بلكه به معنى آمادگى براى انجام كار است، چرا كه انسان به هنگامى كه روى پاى خود مىايستد آماده براى انجام برنامههاى مختلف زندگى مىشود، بنابراين انديشه كردن نياز به آمادگى قبلى دارد كه انگيزه و حركتى در انسان به وجود آيد كه با اراده و تصميم به تفكر بپردازد.
[***]ثٰانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اَللّٰهِ...«آنها با تكبر و بىاعتنايى (نسبت به سخنان الهى) مىخواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند...» حج/ ٩.
[****]«ثٰانِيَ عِطْفِهِ»: برگرداننده دوش و پهلوى خود. مراد اعراض و روى گردانيدن از حق است بهواسطۀ تكبر و خودخواهى و بزرگ منشى. «مجمع البيان - صافى»