شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١٠ - (انشقاق/ ١٤ )
ح و ر
يَحُور: در جملۀ«لَنْ يَحُورَ»(انشقاق/ ١٤.)[*]
از مادۀ «حور» (بر وزن غور) در اصل به معنى «تردّد و رفت و آمد» است خواه اين رفت و آمد در عمل بوده باشد، يا تفكر و انديشه، و لذا به گردش آب در حوض و استخر اين كلمه اطلاق مىشود و «محور» به ميلهاى مىگويند كه چرخ بر دور آن گردش مىكند.
«محاوره» به معنى رفت و آمد و ردوبدل كردن بحث است، و «حوار» نيز به همين معنى است و گاه به معنى داد و فريادى است كه به هنگام مباحثه بلند مىشود. «تحيّر» نيز نتيجۀ رفت و آمد فكر در يك مسئله است كه لازمه آن سرگردانى در عمل است.
بعضى معتقدند كه ريشۀ اين كلمه «حبشى» است و از «ابن عباس» نقل شده كه مىگويد: «من معنى اين جمله را در قرآن نمىدانستم، تا اين كه از يك عرب بيابانى شنيدم كه به دخترك خود گفت: «حورى!» يعنى بازگرد[١]».
تعبير به «حوارى» در مورد نزديكان حضرت مسيح (ع) يا نزديكان هركس، شايد به همين مناسبت رفت و آمد آنها نزد او بوده باشد.
بعضى نيز آن را از ماده «حور» به معنى «شستن و سفيد كردن» دانستهاند، چرا كه آنها قلوب مردم را از زنگار شرك و گناه پاك مىكردند و «حوريان» بهشتى را ازاينرو به اين نام ناميدهاند كه سفيد پوستند و يا سفيدى چشمانشان بسيار شفاف است!.
بعضى نيز گفتهاند اطلاق اين كلمه به حوريان بهشتى به خاطر اين است كه آنها به قدرى زيبا هستند كه چشم از ديدنشان حيران مىشود.
ولى به هر حال اين واژه در آيۀ مورد بحث به معنى «بازگشت و معاد» است (و جملۀ:
لن يحور در اين آيه بنا بر قولى كه ذكر شد به معنى: «هرگز بر نمىگردد» است).
(ج ٣٠٩/٢٦-٣١٠.)
[*]إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ.«او گمان مىكرد هرگز بازگشت نمىكند» انشقاق/ ١٤.
[١] مفردات، راغب - تفسير فخر رازى، ابو الفتوح رازى و كتب ديگر.