شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧١ - خَرْدَل (انبياء/ ٤٧ )
زمين زراعتى خارج مىشود، ولى خرج معنى وسيعترى از خراج دارد، «خرج» چنان كه راغب در مفردات مىگويد: نقطۀ مقابل «دخل» است، ولى «خراج» معمولا ماليات يا مال الاجارهاى است كه براى زمين تعيين مىشود.
بعضى واژۀ «خراج» را به معنى «غله» و «خرج» را به معنى «اجرت» گرفتهاند، ولى «لسان التنزيل» هر دو واژه را به معنى «مزد، اجرت» دانسته است.
به هر حال آيۀ مورد بحث در تعقيب آيات گذشته اشاره به بهانهجوييهاى رنگارنگ منكران مىكند و پاسخ دندانشكن در نفى اين بهانهجوييها مىدهد و خطاب به پيامبر (ص) مىگويد:
«آيا بهانۀ فرار آنها از حق اين است كه تو از آنها اجر و مزد و هزينهاى در برابر دعوتت تقاضا مىكنى؟ در حالى كه رزق پروردگارت براى تو بهتر است و او بهترين روزىدهندگان است».
بدون شك اگر يك رهبر معنوى و روحانى در مقابل دعوتش از مردم تقاضاى پاداش و اجر مادى كند علاوه بر اين كه بهانهاى به دست بهانهجويان مىدهد كه به خاطر نداشتن امكانات مالى از او دور شوند، او را متهم مىسازند كه دعوت بهسوى حق را دكانى براى جلب منافع مادى قرار داده است! وانگهى اين بشر چه دارد كه به ديگرى بدهد؟ مگر تمام رزق و روزيها به دست خداوند قادر رزّاق نيست؟ (ج ٢٧٦/١٤-٢٧٧.)
خردل
خَرْدَل: (انبياء/ ٤٧.)[*]
گياهى است كه داراى دانۀ سياه بسيار كوچكى است و ضرب المثل در كوچكى و
(برابر دعوتت) مىخواهى؟ در حالى كه مزد پروردگارت بهتر است و او بهترين روزىدهندگان است» مؤمنون/ ٧٢.
[*]... وَ إِنْ كٰانَ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنٰا بِهٰا وَ كَفىٰ بِنٰا حٰاسِبِينَ.«... و اگر به مقدار سنگينى يك دانه خردل (كار نيك و بدى باشد) ما ان را حاضر مىكنيم و كافى است ما حسابكننده باشيم» انبياء/ ٤٧.