شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٧٥ - (صف/ ١٠ )
شديدى به او دست داد كه اطبّا از درمان او عاجز شدند.
در ميان ملازمان او جمعى از دانشمندان بودند و رئيس آنان حكيمى به نام «شامول» بود، او گفت بيمارى تو به خاطر قصد سوء دربارۀ خانۀ كعبه است و هرگاه از اين فكر منصرف گردى و استغفار كنى شفا خواهى يافت.
«تبّع» از تصميم خود بازگشت و نذر كرد خانۀ كعبه را محترم دارد و هنگامى كه بهبود يافت پيراهنى از برد يمانى بر كعبه پوشاند».
«در تواريخ ديگر نيز داستان پيراهن كعبه نقل شده، به اندازهاى كه به حد تواتر رسيده است، اين لشكركشى و مسئله پوشاندن پيراهن به كعبه در قرن پنجم ميلادى اتفاق افتاده، و هم اكنون در شهر مكّه محلى است كه «دار التبابعة» ناميده مىشود[١]».
ولى به هر حال بخش عمدۀ سرگذشت شاهان تبابعۀ يمن از نظر تاريخى خالى از ابهام نيست، چرا كه دربارۀ تعداد آنها و مدت حكومتشان، اطلاعات زيادى در دست نداريم و هرگاه به روايات ضدونقيض در اين زمينه بر خورد مىكنيم، آنچه بيشتر در كتب اسلامى، اعم از تفسير و تاريخ و حديث مطرح شده، پيرامون همان سلطانى است كه قرآن در دو مورد به او اشاره كرده است[*]. (ج ١٩١/٢١ تا ١٩٧.)
ت ج ر
تِجٰارَةٍ:(صف/ ١٠.)[**]
به معنى «دادوستد كردن» است و آن وقتى است كه كسى متاعى را به مشترى مىدهد و در مقابلش ثمن يا پولى به قصد سود دريافت مىدارد، اين عمل را مجازا «تجارة» مىگويند.
آيۀ مورد بحث دربارۀ تجارتى پرسود و بىنظير سخن مىگويد، به طورى كه انگيزۀ حركت الهى را در جان انسانها به وجود مىآورد، انگيزهاى كه شرط پيروزى اسلام بر تمام اديان است، آنجا كه مىگويد:
[١]اعلام قرآن، ص ٢٥٧ تا ٢٥٩ (با تلخيص).
(*) دربارۀ «قوم تبّع» شرح كوتاهى در جلد ٢٢ تفسير نمونه، صفحه ٢٤٠ (ذيل آيه ١٤ سورۀ ق) آمده، لكن مطلبى فراتر از آنچه در اين جا شرح داديم، گفته نشده است.
[**]يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلىٰ تِجٰارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ. صف/ ١٠.