شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٧ - حِنْث (واقعه/ ٤٦ )
(و به انجام وظايف وادارد؟)[١]».
ولى غالبا در همان معنى مذموم بهكاررفتهاست، چنان كه امير مؤمنان على (ع) در خطبۀ «قاصعه» بارها روى اين معنى تكيه كرده است و در مذمّت ابليس كه پيشواى مستكبران بود، مىفرمايد:
صدّقه به ابناء الحميّة و اخوان العصبيّة و فرسان الكبر و الجاهليّة. «او را فرزندان نخوت و حميّت و برادران عصبيّت و سواران بر مركب كبر و جهالت تصديق كردند[٢]».
به هر حال، شك نيست كه وجود چنين حالتى در فرد يا جامعه باعث عقبماندگى و سقوط آن جامعه است، پردههاى سنگينى بر عقل و فكر انسان مىافكند و او را از درك صحيح و تشخيص سالم بازمىدارد و گاه تمام مصالح او را به باد فنا مىدهد.
اصولا انتقال سنتهاى غلط از قومى به قوم ديگر در سايۀ شوم همين «حميّت جاهليّت» صورت مىگيرد و پافشارى اقوام منحرف در برابر انبيا و رهبران الهى نيز غالبا از همين رهگذر است.
بهترين راه مبارزه با اين خوى زشت و طريق نجات از اين مهلكۀ بزرگ، تلاش و كوشش براى بالا بردن سطح فرهنگ و فكر و ايمان هر قوم و جمعيت است. (ج ٩٥/٢٢ تا ٩٩، ٩٧ تا ١٠١.)
حنث
حِنْث: (واقعه/ ٤٦.)[*]
در اصل به معنى هرگونه «گناه» است، ولى در بسيارى از مواقع، اين واژه به معنى «پيمانشكنى و مخالفت سوگند» آمده، به خاطر اين كه از مصداقهاى روشن گناه است.
جمعى جملۀ «حنث عظيم» را در آيۀ مورد بحث به معنى «شرك» تفسير كردهاند، چرا كه گناهى از آن عظيمتر وجود ندارد، همان گونه كه قرآن مىگويد:
[١]نهج البلاغه، خطبه ٣٩.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٩٢ (خطبه قاصعه)
[*]وَ كٰانُوا يُصِرُّونَ عَلَى اَلْحِنْثِ اَلْعَظِيمِ.«و (اصحاب شمال) بر گناهان بزرگ اصرار داشتند» واقعه/ ٤٦.