شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٨ - اهميّت مثال در بيان حقايق
بعضى ديگر گفتهاند: مراد، «بالاتر از بزرگى» است، يعنى خداوند هم مثالهاى كوچك را مطرح مىكند و هم مثالهاى بزرگ را، درست مطابق مقتضاى حال.
ولى تفسير اوّل مناسبتر به نظر مىرسد.
اهميّت مثال در بيان حقايق
مثالهاى مناسب، نقش فوقالعاده حساس و غير قابل انكارى براى روشن ساختن حقايق و دلنشين كردن مطالب مختلف دارد:
گاه مىشود ذكر يك مثال مناسب آنچنان راه را نزديك و ميانبر مىكند كه زحمت استدلالات فلسفى زيادى را از دوش گوينده و شنونده بر مىدارد، و مهمتر اين كه براى تعميم و گسترش مطالب پيچيدۀ علمى در سطح عموم، راهى جز استفاده از مثالهاى مناسب نيست.
نقش مثال را در خاموش كردن افراد لجوج و بهانهگير نيز نمىتوان انكار كرد، و به هر حال تشبيه «معقول» به «محسوس» يكى از طرق مؤثر تفهيم مسائل عقلى است.
(البته همان گونه كه گفتيم، مثال بايد مناسب باشد و اگر نه گمراهكننده و به همان اندازه خطرناك و دوركننده از مقصد خواهد بود).
روى همين جهات در قرآن به مثالهاى زيادى برخورد مىكنيم كه هريك از ديگرى جالبتر و شيرينتر و مؤثرتر است، چرا كه قرآن كتابى است براى همۀ انسانها در هر سطح و هر پايهاى از تفكر و معلومات، كتابى است در نهايت فصاحت و بلاغت[١].
چرا مثال به پشه؟ گرچه بهانهجويان، خردى و كوچكى پشه يا مگس را وسيلۀ استهزاء و ايراد به آيات قرآن قرار داده بودند، اما اگر آنها كمى انصاف و درك و شعور مىداشتند و در ساختمان اين حيوان بسيار كوچك مىانديشيدند مىفهميدند كه يك دنيا دقت و ظرافت در ساختمان آن به كار رفته كه عقل در آن حيران مىماند.
(١)درزمينۀ نقش مثال در زندگى انسانها ذيل آيۀ ١٧ سورۀ رعد بحث مشروحى زير عنوان: «مثالهاى قرآن» آمده است، به جلد دهم تفسير نمونه، صفحه ١٧٢ مراجعه فرماييد.