شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٧ - خُبْز (يوسف/ ٣٦ )
بهانه و دستاويزى كه باشد، حتى در آنجا كه لباس حقبهجانب برآن مىپوشانيد مىداند و از نيّت و عقيدۀ شما آگاه است و به هر حال كيفر آن را خواهد داد. (ج ١٦٤/٤، ج ٦١/١٢ و ٥٣٠.)
خ ب ز
خُبْز: (يوسف/ ٣٦.)[*]
به معنى «نان» است و اين واژه فقط يكبار در قرآن مجيد آن هم در همين آيۀ مورد بحث آمده است، آنجا كه «دو جوان همراه يوسف وارد زندان شدند، يكى از آن دو گفت: من در عالم خواب ديدم كه (انگور براى شراب) مىفشارم، و ديگرى گفت: من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مىكنم و پرندگان از آن مىخورند، ما را از تعبير آن آگاه ساز...» يوسف/ ٣٦.
واژۀ «خبّاز» به معنى «نانوا» و «خبازت» به معنى «نانوايى» است و بنا به گفتۀ «راغب» واژۀ «خبز» دربارۀ راندن و حركت زياد به كار رفته همانطور كه ساربانان در كار خود سريع هستند، خبّاز نيز در كنار تنور مرتبا مىجنبد و در حركت است، لذا به صورت استعاره دراينباره بهكاررفتهاست.
در دعاى حضرت رسول (ص) دربارۀ واژۀ «خبز» (نان) چنين آمده است:
(اللّهُم بٰارِكْ لَنٰا فِي الْخُبْزِ وَ لاٰ تُفَرِّق بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ، فَلَوْ لا اَلْخُبْزُ مٰا صُمْنٰا وَ لا صَلَّيْنٰا وَ لاٰ اَدَّيْنا فَرائِضَ رَبِّنٰا). «خدايا نان ما را بركت ده، ميان ما و آن جدايى ميفكن، اگر نان نبود روزه نمىگرفتيم و نماز نمىخوانديم و (همچنين) واجبات پروردگار را ادا نمىكرديم!»[**](ج ٤٠٦/٩ و منابع ديگر)
[*]... وَ قٰالَ اَلْآخَرُ إِنِّي أَرٰانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً...«... و ديگرى گفت: من در خواب ديدم كه «نان» بر سرم حمل مىكنم...» يوسف/ ٣٦.
[**] سفينة البحار، مادّۀ «خبز».