شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٤ - حساب (نبأ/ ٣٦ )
«آيا كسانى كه سيّئات را انجام مىدهند گمان كردند بر ما پيشى خواهند گرفت (و از حوزۀ قدرت ما بيرون خواهند رفت؟) چه بد قضاوتى مىكنند!» عنكبوت/ ٤.
در آيات گذشته سخن از آزمايش عمومى مؤمنان بود و آيۀ مورد بحث تهديد شديدى براى كفار و گنهكاران است، تا گمان نكنند اگر مؤمنان را تحت فشار قرار دادند و مجازاتهاى الهى فورا دامان آنها را فرونگرفت خدا از آنها غافل است و يا قدرت بر عذاب آنها ندارد.
بنابراين، مهلت الهى نبايد آنها را مغرور كند كه اين نيز براى آنها آزمونى است و فرصتى براى توبه و بازگشت.
اين كه بعضى از مفسران آيۀ فوق را اشاره به مؤمنان گنهكار دانستهاند بههيچوجه مناسب سياق آيات نيست، بلكه قرائن گواهى مىدهد كه منظور، مشركان و كفار است.
(ج ٢١٠/١٦.)
حساب: (نبأ/ ٣٦.)[*]
حسب، يحسب، حسابا و حسبانا به معنى «شمردن و به حساب آوردن» است، گاهى اين واژه به معنى «كافى و بسنده» به كار رفته، مثلا واژۀ «حسابا» در آيۀ مورد بحث، به عقيدۀ بسيارى از مفسران به معنى «كافيا» مىباشد، چنان كه گاه گفته مىشود:
«احسبت» يعنى آنقدر به او بخشيدم كه گفت «حسبى» (كافى است)[١].
در كتاب «وجوه قرآن»[**]، واژۀ «حساب» بر سه وجه آمده است:
١. «حساب» به معنى «شمار، عدد» (شمردن و به حساب آوردن)، مانند:
هُوَ اَلَّذِي جَعَلَ اَلشَّمْسَ ضِيٰاءً وَ اَلْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنٰازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ اَلسِّنِينَ وَ اَلْحِسٰابَ...«او كسى است كه خورشيد را روشنايى و ماه را نور قرار داد و براى آن منزلگاههايى مقدر كرد تا عدد سالها و حساب (كارها) را بدانيد...» يونس/ ٥.
٢. «حساب» به معنى «پاداش، جزا»، مانند:
[*]جزاء من ربّك عطاء حسابا. «اين جزائى است از سوى پروردگارت و عطيهاى است كافى» نبأ/ ٣٦.
[١] تفسير بيضاوى، ذيل آيه.
[**] ابو الفضل حبيش بن ابراهيم تفليسى، وجوه قرآن.