شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٣٣ - جوف (احزاب/ ٤ )
البته ممكن است بعضى از تشبيهات مانند «چشيدن لباس» در زبان فارسى معمول نباشد و از آن تعجب كنيم، ولى در زبانهاى ديگر همچون زبان عربى بيانگر نكته لطيفى باشد، چرا كه به گفتۀ «ابن راوندى» در پاسخ «ابن اعرابى» كه از او پرسيد آيا لباس هم چشيدنى است؟! گفت به فرض كه تو در نبوت پيامبر اسلام ترديد كنى در اين كه او يك عرب (فصيح) بود، نمىتوانى شكى به خود راه بدهى[١].
به هر حال اين تعبير اشاره به آن است كه اوّلا آنچنان قحطى و ناامنى آنها را فراگرفت كه گويى همچون لباس از هر سو آنان را احاطه كرده بود و بدنشان را لمس مىكرد، و ثانيا اين قحطى و ناامنى آنچنان براى آنها ملموس شد كه گويى با زبان خود آن را مىچشيدند و اين دليل بر نهايت فقر و فلاكت و فقدان امنيّت است كه سراسر وجود و زندگى انسان را فرامىگيرد . (ج ٥٢٥/١ و ٥٢٨، ج ٤٢٩/١١ و ٤٣٣-٤٣٤.)
ج و ف
جوف: (احزاب/ ٤.)[*]
به فتح جيم به معنى «اندرون و داخل هر چيزى» است.
آيۀ مورد بحث مىفرمايد: «خداوند براى هيچكس دو قلب در درون وجودش قرار نداده است...» جملۀ مذكور معنى عميقى دارد و آن اين كه انسان يك قلب در درون وجودش بيشتر ندارد و اين قلب جز عشق يك معبود نمىگنجد، آنها كه دعوت به شرك و معبودهاى متعدد مىكنند، بايد قلبهاى متعددى داشته باشند تا هريك را كانون عشق معبودى سازند! بنابراين انسان به حكم اين كه يك قلب بيشتر ندارد بايد داراى يك كانون عاطفى و تسليم در برابر يك قانون باشد. مهر يك معشوق در دل بگيرد و يك مسير معين را در زندگى تعقيب كند.
[١]تفسير فخر رازى، ج ١٢٨/٢٠.
[*]مٰا جَعَلَ اَللّٰهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ...احزاب/ ٤.