شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١ - (فجر/ ٧ )
بعضى اين واژه را به معنى تختهاى زيباى سلطنتى و يا تختهاى پر زينتى كه در «حجله گاه» مىنهند، گفتهاند و در اين جا اشاره به تختهاى بسيار زيباى بهشتى است كه نيكان برآن تكيه مىكنند.
بعضى معتقدند كه اصل اين كلمه فارسى است و از «ارگ» به معنى كاخ سلطنتى گرفته شده است (اين واژه به معنى قلعهاى كه درون شهر بوده باشد نيز آمده و ازآنجا كه قلعه درون شهر غالباً مخصوص شاهان است به آن اطلاق شده).
بعضى ديگر «ارائك» را مفرد و از واژۀ فارسى «اراك» يا «ارايك» دانستهاند كه به معنى تخت پادشاهى است، سپس به معنى «پايتخت» و يا استانى كه پايتخت در آن است اطلاق شده، و «عراق» را معرب «اراك» مىدانند كه به معنى چنين استانى است و مىگويند لفظ «ارايك» به معنى بارگاه و تخت سلطنتى در «اوستا» نيز آمده است.
در حالى كه بعضى از علماى لغت عرب، ريشۀ آن را عربى مىدانند و معتقدند از واژۀ «اراك» كه نام درخت معروفى است و با آن تخت و سايبان درست مىكردند گرفته شده است[١].
ولى آنچه از موارد استعمال اين كلمه در قرآن مجيد استفاده مىشود اين است كه به همان معنى تختهاى زيبا و مزين است كه صاحبان نعمت و قدرت از آن استفاده مىكنند[**]، و ذكر اين حالت (تكيه كردن بر تختها) اشاره به آرامش و راحتى كامل آنهاست، چرا كه انسان معمولاً در اوقات آرامش در چنين حالتى به سر مىبرد. (ج ٤٢٠/١٢، ج ٣٦٣/٢٥، ج ٢٧٤/٢٦.)
ا ر م
إِرَمَ:(فجر/ ٧.)[***]
در اين كه (اين واژه) نام «شخص» يا «قبيله»، يا «محل و شهرى» است؟ در ميان
[١]به لغت نامۀ «دهخدا»، كتاب «ديوان دين» و «مفردات راغب» و «برهان قاطع» مراجعه شود.
[**] ابن جوزى در كتاب فنون الأفنان آورده است كه «ارائك» به زبان حبشى به معناى تختهاست. «به نقل از ترجمۀ الاتقان، سيوطى، ج ٤٦٩/٢.»
[***]أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعٰادٍ،إِرَمَ ذٰاتِ اَلْعِمٰادِ.«آيا نديدى پروردگارت به قوم عاد چه كرد؟ و با