شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٣ - اُخْدُود (بروج/ ٤ )
چشمهاى آنها پردهاى است» بقره/ ٧.
از اين جا معلوم مىشود آنها كه در دلالت آيۀ مورد بحث بر خاتميت پيامبر اسلام (ص) و پايان گرفتن سلسلۀ انبيا بهوسيله او وسوسه كردهاند، بكلى از معنى اين واژه بىاطلاع بودهاند و يا خود را به بىاطلاعى زدهاند وگرنه هركس كمترين اطلاعى از ادبيات عرب داشته باشد مىداند كلمۀ «خاتم النّبيين» بوضوح دلالت بر معنى خاتميّت دارد.
وانگهى اگر غير از اين تفسير براى آيه گفته شود مفهوم سبكى پيدا خواهد كرد، مثل اين كه بگوييم پيامبر اسلام (ص) انگشتر پيامبران بود، يعنى زينت پيامبران محسوب مىشد، زيرا مىدانيم انگشتر يك ابزار ساده براى انسان است و هرگز در رديف خود انسان نخواهد بود و اگر آيه را چنين تفسير كنيم، گذشته از اين كه با معنى لغوى سازگار نيست مقام پيامبر اسلام (ص) را فوقالعاده تنزّل دادهايم، لذا در تمام قرآن، اين مادّه به معنى «پايان دادن و مهر نهادن» آمده است[*]. (ج ٣٣٨/١٧ تا ٣٤١.)
خدد
اُخْدُود: (بروج/ ٤.)[**]
به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى «شكاف وسيع و عميق و گسترده در زمين» است، يا به تعبير ديگر «گودالها و خندقهاى بزرگ» را گويند، و جمع آن «اخاديد» و در اصل از «خدّ»[***]انسان گرفته شده كه به معنى دو فرورفتگى است كه در دو طرف بينى انسان در سمت راست و چپ قرار دارد (و به هنگام گريه، اشك برآن جارى مىشود) و سپس كنايتا بر گودالى كه بر صورت زمين ظاهر مىشود اطلاق شده (و بعدا به صورت يك معنى حقيقى در آمده است). (ج ٣٣٣/٢٦-٣٣٤.)
[*]دربارۀ واژههاى «ختم»، «طبع» و «رين» به طور جامع در تفسير نمونه، جلد اوّل، صفحۀ ٨٥ تا ٨٧ بحث شده است.
[**]قُتِلَ أَصْحٰابُ اَلْأُخْدُودِ.«مرگ و عذاب بر شكنجه گران صاحب گودال (آتش) باد» بروج/ ٤.
[***]وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنّٰاسِ...«(پسرم!) با بىاعتنايى از مردم روى مگردان...» لقمان/ ١٨.