شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٢ - أهل (اعراف/ ٨٣ )
إِنٰاهُ:(احزاب/ ٥٣.)[*]
از مادّه «انى يأنى» به معنى «فرارسيدن وقت چيزى» است و در آيۀ مورد بحث، به معنى آمادگى غذا براى تناول كردن است. (ج ٣٩٩/١٧.)
أهل
أهل: (اعراف/ ٨٣.)[**]
«راغب» در مفردات، معناى واژۀ «أهْل» را محدود مىداند به كلمهاى كه واژۀ «أهل» بهسوى آن اضافه مىشود، مثلا مىگويند: أهل الرّجل. منظور كسانى هستند كه با آن شخص از نظر نسب يا دين، يا شهر و خانه و از اين قبيل وجه جامعى دارند و گاه مراد كسانى هستند كه در خانۀ او به سر مىبرند، مانند زن و فرزند و خدمتگزار و جز اينها. و گاه بر جميع افرادى كه با شخص داراى نسبت هستند (اقوام و خويشان) اطلاق مىشود، سپس اين معنى توسعه يافته و به كسانى كه نسب خانوادگى وسيلۀ جمع آنهاست، «اهل بيت» گفته شده و بعد به طور مطلق به خاندان پيامبر (ص) اختصاص يافته است و آنها با اين اصطلاح شناخته شدهاند، چنان كه در آيه ٣٣ سورۀ احزاب (آيه تطهير) آمده است و به شرح مختصر آن به زودى خواهيم پرداخت.
امّا بعضى دربارۀ معناى كلمۀ «اهل» در آيۀ مورد بحث (اعراف/ ٨٣.) گفتهاند: اين
[*]... إِلاّٰ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلىٰ طَعٰامٍ غَيْرَ نٰاظِرِينَ إِنٰاهُ...(ترجمه از ابتداى آيه): «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در بيوت پيامبر داخل نشويد، مگر به شما اجازه براى صرف غذا داده شود (مشروط بر اين كه قبل از موعد نياييد و) در انتظار وقت غذا ننشينيد، امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشينيد...» احزاب/ ٥٣.
[**]فَأَنْجَيْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ اِمْرَأَتَهُ كٰانَتْ مِنَ اَلْغٰابِرِينَ.«ما او (لوط پيامبر) و خاندانش را رهايى بخشيديم، جز همسرش كه با بازماندگان (در شهر) بود» اعراف/ ٨٣.