شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦٤ - جوار (تكوير/ ١٦ )
اين كار را انجام مىدهم. و اما اين كه چگونه اين معانى از «لا جرم» استفاده شده ازاينجهت است كه «جرم» در اصل به معنى «چيدن و قطع كردن ميوه از درخت» است و گاهى كه «لا» بر سر آن در مىآيد مفهومش اين مىشود كه هيچچيز نمىتواند اين موضوع را قطع و منع كند و به اين ترتيب، معناى «مسلّما» و «ناچار» و گاهى «سوگند» از آن استفاده مىشود[*]. (ج ١٩٣/١١.)
ج ر ى
«جاريات»: (ذاريات/ ٣.)[**]
جمع «جارية» به معنى «كشتى» است و به معنى نهرها (چشمهها) ى آب جارى نيز آمده است:«فِيهٰا عَيْنٌ جٰارِيَةٌ»غاشيه/ ١٢. و همچنين به «خورشيد» از جهت حركتش در آسمان، و نيز به دختر نوجوان، «جارية» گفته مىشود، چرا كه نشاط جوانى در تمام وجودش جريان دارد (مادّۀ اصلى اين واژۀ: جرى، يجرى، جريا و جريانا و جرية به معنى روان شدن آب و هر چيزى كه به همين ترتيب به سرعت حركت كند و جريان يابد). (ج ٣٠٧/٢٢.)
جوار: (تكوير/ ١٦.)[***]
و «جاريات»: (ذاريات/ ٣.) جمع «جارية» به معنى «روندۀ سريع» است، ضمنا تعبير به «جوارى» (در قرآن مجيد بدون «ى» آمده و گاه به ستارگان و ابرها و باد نيز اطلاق شده است) كه يكى از معانى آن كشتيهاى در حال حركت است، تعبير لطيفى است كه شباهت حركت اين ستارگان را در اقيانوس آسمان به حركت كشتيها بر صفحه دريا نشان مىدهد.
واژۀ «جوار» در آيۀ ٣٢ سورۀ شورى[****]توصيفى است براى «سفن» (جمع سفينه به
(*)پيرامون واژۀ «لا جرم» در جلد ٩، صفحه ٦٤ و جلد ٢٠، صفحه ١١٢ تفسير نمونه، قريب به همين معانى صحبت شده است.
[**]فَالْجٰارِيٰاتِ يُسْراً.«و سپس سوگند به كشتيهايى كه به آسانى به حركت در مىآيند» ذاريات/ ٣.
[***]اَلْجَوٰارِ اَلْكُنَّسِ.«(سوگند به ستارگانى كه بازمىگردند) حركت مىكنند و از ديدهها پنهان مىشوند» تكوير/ ١٦.
(****)وَ مِنْ آيٰاتِهِ اَلْجَوٰارِ فِي اَلْبَحْرِ كَالْأَعْلاٰمِ.«و از نشانههاى او كشتيهايى است همچون كوهها كه در