شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٥٩ - حجر (اعراف/ ١٦٠ )
پيامبر (ص) براى همسران او تهيه شده بود، و در اصل از مادّۀ «حجر» (بر وزن اجر) به معنى «منع» است، زيرا «حجره» مانع ورود ديگران در حريم زندگى انسان است.
آيۀ مورد بحث اشاره به نادانى و بىخردى كسانى مىكند كه دستور الهى را پشت سر مىافكنند، آنجا كه به پيامبر مىفرمايد:
«كسانى كه تو را از پشت حجرهها بلند صدا مىزنند اكثرشان عقل و خرد ندارند!» حجرات/ ٤.
تعبير به «وراء» در متن آيه، به معنى «بيرون» است، از هر طرف كه باشد، زيرا در حجرههاى پيامبر به مسجد گشوده مىشد و افراد نادان و عجول، گاه در برابر در حجره مىآمدند و فرياد يا محمّد! مىزدند قرآن آنها را از اين كار نهى مىكند.
اين چه عقلى است كه انسان در برابر بزرگترين سفير الهى رعايت ادب نكند و با صداى بلند و نامؤدبانه، همچون اعراب «بنى تميم» پشت خانۀ پيامبر (ص) بيايد و فرياد زند: يا محمّد! يا محمّد! اخرج الينا و به آن كانون مهر و عطوفت پروردگار بدينوسيله ايذاء و آزار رساند! («حجرات» نام چهل و نهمين سوره از قرآن مجيد است). (ج ١٤٠/٢٢ - ١٤١.)
حجر: (اعراف/ ١٦٠.)[*]
بر وزن «شرر» به معنى «سنگ» و جمع آن: احجر، احجار، حجار و حجارة است.
الاحجار الكريمه: سنگهاى ارزندۀ گرانقيمت مانند ياقوت، و حجر الاسود: سنگى است سياه رنگ كه بر ديوار ركن كعبه منصوب است و حاجيان هنگام طواف كعبه آن را لمس مىكنند.
آيۀ مورد بحث به گوشهاى از نعمتهايى كه خداوند براى بنى اسرائيل فراهم آورده بود اشاره مىكند و آن هنگامى بود كه بنى اسرائيل در بيابان سوزان، بهسوى بيت المقدّس در حركت بودند و گرفتار عطش سوزان و تشنگى خطرناكى شدند و از موسى (ع) تقاضاى آب كردند «به او وحى فرستاديم كه عصايت را بر سنگ بزن و او چنين كرد، ناگهان دوازده چشمه از سنگ جوشيد...» اعراف/ ١٦٠.
[*]وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ مُوسىٰ إِذِ اِسْتَسْقٰاهُ قَوْمُهُ أَنِ اِضْرِبْ بِعَصٰاكَ اَلْحَجَرَ...اعراف/ ١٦٠.