شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٤ - يَحْيى١٦٤٨ (آل عمران/ ٣٩ )
آيۀ مورد بحث دربارۀ دعوتى است كه شعيب پيامبر، از موسى در شهر «مدين» به عمل آورد.
موسى هنگامى كه از چنگال ظلم فرعونى رها يافته و از راه دور خسته و گرسنه به كنار چاه «مدين» رسيده بود گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهار پايان خود را سيراب مىكنند و در كنار آنها دو زن را ديد كه با گوسفندانشان در گوشهاى ايستادهاند و كسى به داد آنها نمىرسد، براى موسى اين تبعيض و ظلم قابل تحمل نبود، جلو آمد و جمعيت را كنار زد و با كشيدن يك دلو از چاه، گوسفند آن دو را سيراب كرد، آنها دختران شعيب بودند... اين كار خير بركاتى به دنبال داشت و فصل تازهاى را در زندگانى موسى گشود و يك دنيا بركات مادى و معنوى براى او به ارمغان آورد و آغاز اين برنامه زمانى بود كه ملاحظه كرد «يكى از آن دو (يكى از دو دختران شعيب ع) به سراغ او (موسى) آمد در حالى كه با نهايت حياء (شرمگينانه) گام بر مىداشت [تمشى على استحياء] گفت: پدرم از تو دعوت مىكند تا مزد سيراب كردن گوسفندان را براى ما به تو بپردازد...» قصص/ ٢٥.
در آيۀ ٢٦ سوره بقره مىخوانيم:
إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً...«خداوند شرم نمىكند و بازنمىايستد از اين كه (براى تبيين حق) به پشه (يا بيش از آن) مثل زند...».
و همچنين در آيۀ ٢٥ سوره مؤمن آمده است:
فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اُقْتُلُوا أَبْنٰاءَ اَلَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اِسْتَحْيُوا نِسٰاءَهُمْ...
«هنگامى كه حق از سوى ما براى آنها آمد گفتند: پسران كسانى را كه با موسى ايمان آوردهاند به قتل برسانيد و زنانشان را (براى اسارت و خدمت) زنده بگذاريد...» (و استحيوا نساءهم). (ج ١٤٦/١، ج ٥٧/١٦-٥٨، ج ٧٦/٢٠.)
يحيى
يَحْيىٰ: (آل عمران/ ٣٩.)[*]
(من اعلام القرآن) واژۀ «يحيى» از «حياة» گرفته شده و به معنى «زنده مىماند»
(گام بر مىداشت نزد او (موسى) آمد و گفت...» قصص/ ٢٥.
[*]فَنٰادَتْهُ اَلْمَلاٰئِكَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ يُصَلِّي فِي اَلْمِحْرٰابِ أَنَّ اَللّٰهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيىٰ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ سَيِّداً