شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٥٨ - درهاى جهنّم (حجر/ ٤٤ )
و دورى راه است، و نه به خاطر زيبايى و تنوع به خاطر كثرت درها! اصولا درهاى بهشت همانند درهاى دنيا كه در مدخل باغها و قصرها و خانهها مىگذراند نيست.
بلكه اين درها اشاره به اعمال و كارهايى است كه سبب ورود به بهشت مىشوند و لذا در پارهاى از اخبار مىخوانيم كه «بهشت درهايى به نامهاى مختلف دارد، از جمله: درى دارد كه به عنوان باب المجاهدين (در مجاهدان) ناميده مىشود و مجاهدان مسلح به همان سلاحى كه با آن جهاد كردند از آن در وارد بهشت مىشوند و فرشتگان به آنها خوشامد مىگويند![١]» از امام باقر (ع) در حديثى مىخوانيم:
و اعلموا ان للجنة ثمانية ابواب عرض كل باب منها مسيرة اربعين سنة. «بدانيد كه بهشت هشت در دارد كه عرض هر درى از آنها بهاندازۀ چهل سال راه است![٢]» اين خود نشان مىدهد كه «در» در اين گونه موارد، مفهومى وسيعتر از آنچه در تعبيرات روزانه گفته مىشود دارد.
و جالب اين كه در قرآن مىخوانيم كه جهنّم «هفت» در داردلَهٰا سَبْعَةُ أَبْوٰابٍ...
حجر/ ٤٤. و طبق روايات، بهشت داراى «هشت» در است، اشاره به اين كه طرق وصول به سعادت و بهشت جاويدان از طرق وصول به جهنّم بيشتر است، و رحمت خدا بر غضب او پيشى مىگيرد:
«يا من سبقت رحمته غضبه» (جوشن كبير). (ج ١٩٤/١٠.)
درهاى جهنّم: (حجر/ ٤٤.)[*]
در آيه مورد بحث مىخوانيم، جهنّم هفت در دارد (بعيد نيست عدد هفت در اين جا عدد تكثير باشد، يعنى درهاى بسيار و فراوان دارد، همان گونه كه در آيۀ ٢٧ سورۀ لقمان نيز عدد هفت به همين معنى آمده است).
[١]منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه، ج ٩٩٥/٣.
(٢) خصال صدوق، ابواب الثمانيه.
[*]لَهٰا سَبْعَةُ أَبْوٰابٍ لِكُلِّ بٰابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ.«جهنّم هفت در دارد و براى هر درى گروه معينى از آنها تقسيم شدهاند!» حجر/ ٤٤.