شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٣٥ - بلعم باعورا
نيامده است، ولى با توجه به مكى بودن سوره از يكسو، و اهميت فوقالعاده اين شهر مقدس ازسوىديگر، پيداست كه منظور همان مكّه است، و اجماع مفسران نيز همين است.
(ج ٧/٢٧.) بَلْدَة: (در آيۀ ٤٩ سورۀ فرقان)[*]بايد توجه داشت كه «بلدة» در اين آيه به معنى بيابان و صحراست[**]و با اين كه اين لفظ مؤنث است صفت آنكه «ميتا» مىباشد به صورت مذكر آمده، به خاطر اين كه به معنى مكان است و مكان مذكر مىباشد.
«راغب» نام يكى از منازل قمر را نيز «بلدة» گفته و علاوه بر معانى فوق مىگويد:
فاصلۀ ميان ابروها و سينۀ شتران و ستوران را نيز «بلدة» گفتهاند. (ج ١١٧/١٥.)
بلعم
بلعم باعورا
دانشمندان دنياپرست و منحرف نام اين شخص صريحا در آيات ذكر نشده است، بلكه قرآن (در سورۀ اعراف آيه ١٧٥ و ١٧٦.) سخن از يك عالم و دانشمند مىگويد كه نخست در مسير حق بود، آنچنان كه هيچكس فكر نمىكرد روزى منحرف شود، اما سرانجام دنياپرستى و پيروى از هواى نفس چنان به سقوطش كشانيد كه در صف گمراهان و پيروان شيطان قرار گرفت.
[*]لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً...«تا بهوسيله آن (آب)، سرزمين مرده را زنده كنيم...» فرقان/ ٤٩.
[**] براى واژۀ «بلدة» و «بلد» معانى مختلف ذكر شده است: ١ - صاحب لسان العرب گفته: «بلدة» و «بلد» هر موضع يا قطعهاى كه به دست آورده شده، چه آباد و چه غير آباد باشد. ٢ - «بلد» جنس است براى مكان، چون عراق و شام و «بلدة» جزئى است كه اختصاص به آن دارد مانند بصره و دمشق. ٣ - مراد از بلد و بلدة مكّه معظمه است. ٤ - «بلد» به معنى شهر، زمين، ناحيه و مكان محدود نيز آمده است. ٥ - بيابان را به اعتبار آنكه حيوانات وحشى در آن ساكنند «بلد» نامند. ٦ - «بلد» اثرى است كه بر پوست گذاشته مىشود و كركرۀ شتر را «بلدة» گفتهاند، چون هنگامى كه سينهاش را بر زمين مىنهد، اثر مىگذارد. با اقتباس از: تبيين اللّغات لتبيان الآيات (مادّۀ بلد).