شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٠ - خُلِّفُوا (توبه/ ١١٨ )
در آيۀ قبل اشاره به شمول رحمت بىپايان پروردگار نسبت به پيامبر و مهاجرين و انصار در آن لحظات حساس كرده است سپس مىافزايد «اين شمول رحمت الهى به هنگامى بود كه براثر شدت حوادث و فشار و ناراحتيها نزديك بود گروهى از مسلمانان از جادۀ حق بازگردند» (و تصميم به مراجعت از تبوك بگيرند).
دگربار تأكيد مىكند كه «بعد از اين ماجرا، خداوند رحمت خود را شامل حال آنها ساخت و توبۀ آنها را پذيرفت...».
نه تنها اين گروه عظيم را كه در جهاد شركت كرده بودند، مورد رحمت خويش قرار داد، بلكه آن سه نفر را كه از شركت در جهاد تخلف ورزيده بودند و جنگجويان آنها را پشت سر گذاشتند و رفتند، نيز مشمول لطف خود قرار داد(وَ عَلَى اَلثَّلاٰثَةِ اَلَّذِينَ خُلِّفُوا).
اما اين لطف الهى بهآسانى شامل حال آنها نشد، بلكه آن به هنگامى بود كه اين سه نفر (كعب بن مالك و مرارة بن ربيع و هلال بن امية) در محاصره شديد اجتماعى قرار گرفتند و مردم همگى با آنها قطع رابطه كردند، «آنچنان كه زمين با همۀ وسعتش بر آنها تنگ شد» و سينۀ آنها چنان از اندوه آكنده شد كه گويى «جايى در وجود خويش براى خود نمىيافتند» و به اين ترتيب همۀ راهها به روى آنها بسته شد «و يقين پيدا كردند كه پناهگاهى از خشم خدا جز از طريق بازگشت بهسوى او نيست، بار ديگر رحمت خدا به سراغ آنان آمد و توبه و بازگشت حقيقى و خالصانه را بر آنان آسان ساخت، تا توبه كنند، چرا كه «خداوند توبهپذير و رحيم است».
همچنين در آيۀ ٨٧ سورۀ طه[*]به كلمۀ «اخلفنا» بر مىخوريم كه در آن آمده است:
«(بنى اسرائيل به موسى) گفتند ما وعدۀ تو را به ميل و ارادۀ خود تخلف نكرديم...» اين گفته را بنى اسرائيل هنگامى كه خود را در برابر اعتراض شديد موسى (در مورد پرستش گوساله) ديدند اظهار كردند، زيرا متوجه شدند براستى كار بسيار بدى انجام دادهاند، لذا در مقام عذرتراشى برآمدند و چنان جملهاى را گفتند و نيز چنين وانمود كردند كه بگويند اين ما
[*]قٰالُوا مٰا أَخْلَفْنٰا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنٰا...طه/ ٨٧. (كلمۀ ملك بر وزن «درك» و بر وزن «پلك» هر دو در آيه به معنى «مالك بودن چيزى» است و منظور بنى اسرائيل اين بوده كه ما صاحب اختيار و مالك اين كار (ساختن و پرستش گوساله) نبوديم، بلكه آنچنان تحت تأثير واقع شديم كه دل و دين از كف ما ربوده شد).