شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٢ - (تحريم/ ٢ )
روى يكى از رسوم غلط دوران جاهليّت خط بطلان كشيده شود، زيرا در آن زمان معمول بود افرادى را به عنوان فرزند خود انتخاب مىكردند، يعنى كسى كه فرزند شخص ديگرى بود به نام فرزند خود مىخواندند و فرزند خوانده مشمول تمام احكام فرزند حقيقى بود و به همين دليل با همسران فرزندخواندۀ خود ازدواج نمىكردند، فرزند خواندگى و احكام آن در اسلام بكلّى بىاساس است. (ج ٣٣٠/٣.)
تَحِلَّةَ:(تحريم/ ٢.)[*]
مصدر باب تفعيل[**]، به معنى «گشودن، حلال كردن» است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ گشودن سوگندهايى است كه بعضى در مورد چيزهاى حلال ياد مىكنند، مىفرمايد:
«خداوند راه گشودن سوگندهايتان را (در اين گونه موارد) روشن ساخته است...» به تعبير ديگر مىتوان گفت، «تحلّة» كارى است كه گرۀ قسم را بگشايد، يعنى «كفاره» و بدين ترتيب با دادن كفارۀ قسم مىتوان خود را آزاد ساخت[١].
البته اگر سوگند در موردى باشد كه ترك كارى رجحان دارد بايد به سوگند عمل كرد و شكستن آن گناه است، و كفاره دارد، اما اگر در مواردى باشد كه ترك آن عمل مرجوح باشد (مانند آيۀ مورد بحث) در اين صورت شكستن آن جايز است، امّا براى حفظ احترام قسم بهتر است كفاره نيز داده شود.
در هر حال امورى كه از سوى خداوند حلال يا حرام شده همه طبق مصالح دقيقى بوده و به همين دليل جاى آن ندارد كه انسان حلالى را بر خود حرام، و يا حرامى را بر خود حلال كند، حتى اگر سوگندى در اين زمينه ياد كند آن قسم را مىتوان شكست.
آرى اگر مباحى كه سوگند بر ترك آن خورده عمل مكروهى بوده باشد، يا از جهتى ترك آن اولى باشد، در اين صورت بايد به قسم پايبند بود. (ج ٢٧٤/٢٤ و ٢٨٤.)
[*]قَدْ فَرَضَ اَللّٰهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمٰانِكُمْ...تحريم/ ٢.
[**] حلّل يحلّل، تحليلا و تحلّة.
[١] كفارۀ قسم با توجه به آيۀ ٨٩ سورۀ مائده، عبارت است از: اطعام ده مسكين، يا لباس پوشاندن بر ده نفر، يا آزاد كردن يك بنده، و كسى كه هيچكدام اينها را نداشته باشد سه روز روزه مىگيرد.