شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩١ - خضر كه بود؟
عنوانعَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَيْنٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً»[*]كه بيانگر مقام عبوديت و علم و دانش خاص اوست ياد شده است لذا ما هم غالبا از وى به عنوان «مرد عالم» ياد مىكنيم.
ولى در روايات متعددى اين مرد عالم به نام «خضر» معرفى شده است، و از بعضى از روايات استفاده مىشود كه اسم اصلى او «بليا ابن ملكان» بوده و خضر لقب اوست، زيرا هركجا گام مىنهاده زمين از قدومش سرسبز مىشده است.
بعضى نيز احتمال دادهاند كه نام اين مرد عالم «الياس» بوده و از همينجا اين تصور پيدا شده است كه ممكن است «الياس» و «خضر» نام يك نفر باشد، ولى مشهور و معروف ميان مفسران و راويان حديث همان گفتار اول است.
بديهى است نام اين مرد، هرچه باشد مهم نيست، مهم اين است كه او يك دانشمند الهى بود و مشمول رحمت خاص پروردگار، و مأمور باطن و نظام تكوينى جهان و آگاه از پارهاى از اسرار، و از يكجهت معلم موسى بن عمران، هرچند موسى در پارهاى از جهات بر او مقدم بوده است.
و در اين كه او پيامبر بوده است يا نه باز روايات مختلفى داريم.
در جلد اول اصول كافى روايات متعددى نقل شده است كه دلالت بر اين دارد كه اين مرد عالم، پيامبر نبود، بلكه دانشمندى همچون «ذو القرنين» و «آصف بن برخيا» بوده است[١].
در حالى كه از پارهاى ديگر از روايات استفاده مىشود او داراى مقام نبوت بود و ظاهر بعضى تعبيرات آيات نيز همين است، زيرا در يك مورد مىگويد: «من اين كار را از نزد خود نكردم» و در جاى ديگر مىگويد: «ما مىخواستيم چنين و چنان شود».
و از بعضى از روايات استفاده مىشود كه او از يكعمر طولانى برخوردار بوده است.
سرگذشت موسى و خضر، اساس و پايهاش همان است كه در قرآن آمده، امّا متأسفانه در اطراف آن، افسانههاى زيادى ساخته و پرداختهاند كه گاهى افزودن آنها به اين سرگذشت چهرۀ خرافى به آن مىدهد! بايد دانست كه اين تنها داستانى نيست كه به اين
[*]كهف/ ٦٥.
[١] اصول كافى، ج ٢٦٨/١ (كتاب الحجّة)، باب «انّ الائمة بمن يشبهون ممّن مضى».