شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٨ - أحياء (آل عمران/ ١٦٩ )
اوست نه اين كه عارضى و از ديگرى گرفته شده باشد، در آيۀ ٥٨ سورۀ فرقان آمده است:
وَ تَوَكَّلْ عَلَى اَلْحَيِّ اَلَّذِي لاٰ يَمُوتُ...«بر ذات زندهاى كه هرگز نمىميرد توكل كن...» اين از يكسو.
ازسوىديگر حيات كامل، حياتى است كه آميخته با مرگ نباشد بنابراين حيات حقيقى حيات اوست كه از ازل تا ابد ادامه دارد.
و اما حيات انسان، بخصوص در اين جهان كه آميخته با مرگ است نمىتواند حقيقى بوده باشد و لذا در قرآن آيه ٦٤ سورۀ عنكبوت مىخوانيم:
وَ مٰا هٰذِهِ اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا إِلاّٰ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ اَلدّٰارَ اَلْآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوٰانُ...[*]
«زندگى اين جهان بازيچهاى بيش نيست و زندگى حقيقى (از نظرى) زندگى سراى ديگر است!...» روى اين دو جهت حيات و زندگى حقيقى مخصوص خداست.
در تعبيرات معمولى، موجود زنده به چيزى مىگويند كه داراى نمو، تغذيه، توليد مثل و جذب و دفع و احيانا داراى حسّ و حركت باشد، ولى بايد به اين نكته توجه داشت كه:
ممكن است افراد كوتهبين، حيات را در مورد خداوند نيز چنين فرض كنند، با اين كه:
مىدانيم او هيچيك از اين صفات را ندارد، و اين همان قياسى است كه بشر را دربارۀ خداشناسى به اشتباه مىاندازد، زيرا صفات خدا را با صفات خود مقايسه مىكند.
ولى حيات به معنى وسيع و واقعى كلمه، عبارت است از «علم» و «قدرت»، بنابراين وجودى كه داراى علم و قدرت بىپايان است حيات كامل را دارد، حيات خداوند مجموعۀ علم و قدرت اوست و در حقيقت بهواسطه علم و قدرت، موجود زنده از غير زنده تشخيص داده مىشود، اما نمو و حركت و تغذيه و توليد مثل از آثار موجوداتى است كه ناقص و محدودند و داراى كمبودهايى هستند كه بهوسيلۀ تغذيه و توليد مثل و حركت آن را تأمين مىكنند، اما آنكس كه كمبودى ندارد اين امور هم دربارۀ او مطرح نيست. (ج ١٩١/٢-١٩٢.)
أحياء: (آل عمران/ ١٦٩.)[**]
(*)«حيوان» (بر وزن ضربان) به اعتقاد جمعى از مفسران و ارباب لغت به معنى «حيات» است (معنى مصدرى دارد) اين كلمه در اصل از «حىّ» گرفته شده و «حييان» بوده كه ياء دوم تبديل به واو گشته و «حيوان» شده است. (نمونه، ج ٣٤٠/١٦.)
[**]وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.آل عمران/ ١٦٩.