شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٨ - امامت و معانى مختلف آن (بقره/ ١٢٤ )
داديم كه به فرمان ما هدايت كنند، چون استقامت به خرج دادند و به آيات ما ايمان داشتند».
اين هدايت به معنى ارائه طريق نيست، زيرا ابراهيم (ع) پيش از اين، مقام نبوت و رسالت و هدايت به معنى ارائه طريق را داشته است.
حاصل اين كه قرائن روشن گواهى مىدهد كه مقام امامت كه پس از امتحانات مشكل و پيمودن مراحل يقين و شجاعت و استقامت به ابراهيم بخشيده شد غير از مقام هدايت به معنى بشارت و ابلاغ و انذار بوده است.
پس هدايتى كه در مفهوم امامت افتاده چيزى جز «ايصال به مطلوب» و «تحقق بخشيدن روح مذهب» و پياده كردن برنامههاى تربيتى در نفوس آماده نيست.
اين حقيقت اجمالاً در حديث پرمعنى و جالبى از امام صادق (ع) نقل شده (كه ما به ترجمه آن بسنده مىكنيم):
«خداوند ابراهيم را بندۀ خاص خود قرار داد پيش ازآنكه پيامبرش قرار دهد و خداوند او را به عنوان نبى انتخاب كرد پيش ازآنكه او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب كرد پيش ازآنكه او را به عنوان خليل خود برگزيند و او را خليل خود قرار داد پيش ازآنكه او را امام قرار دهد، هنگامى كه همۀ اين مقامات را جمع كرد فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم»، اين مقام به قدرى در نظر ابراهيم جلوه كرد كه معروض داشت:
«خداوندا! از دودمان من نيز امامانى انتخاب كن»، فرمود:
«پيمان من به ستمكاران آنها نمىرسد...» يعنى شخص سفيه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد شد»[١].
كوتاه سخن آنكه: «امامت» همان مقام رهبرى همهجانبۀ مادى و معنوى و جسمى و روحانى و ظاهرى و باطنى است، امام رئيس حكومت و پيشواى اجتماع و رهبر مذهبى و مربى اخلاق و رهبر باطنى و درونى است.
امام از يكسو با نيروى مرموز معنوى خود، افراد شايسته را در مسير تكامل باطنى، رهبرى مىكند. با قدرت علمى خود افراد نادان را تعليم مىدهد و با نيروى حكومت خويش يا قدرتهاى اجرايى ديگر، اصول عدالت را اجرا مىكند.
(١)اصول كافى، جلد اول، باب طبقات الانبياء و الرسل و الائمه، صفحه ١٣٣.