شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧٥ - (سبأ/ ١٣ )
واژه، فقط يكبار در قرآن مجيد، آن هم در سورۀ رعد آيه ١٧ آمده و به گفته قاموس، اسمى است ممدود مانند غثاء.
آيۀ مورد بحث با الفاظ و عباراتى موزون، منظرۀ حق و باطل و شناخت اين دو را با ذكر مثالهاى حسّى، بيان مىكند و مىگويد: «خداوند از آسمان آبى را فروفرستاد (آبى حياتبخش و زندگى آفرين و سرچشمه نمو و حركت) و در اين هنگام، درهها و گودالها و نهرهاى روى زمين هركدام بهاندازۀ گنجايش و وسعت خود بخشى از اين آب را پذيرا مىشوند (جويبارهاى كوچك دست به دست هم مىدهند و نهرهايى به وجود مىآورند، نهرها به هم مىپيوندند و سيلاب عظيمى از دامنۀ كوهسار سرازير مىشود، آبها از سر و دوش هم بالا مىروند و هرچه را بر سر راه خود ببينند بر مىدارند و مرتبا بر يكديگر كوبيده مىشوند. در اين هنگام كفها از لابلاى امواج ظاهر مىشوند) سيلاب، كفهايى را بر بالاى خود حمل مىكند (پيدايش كفها منحصر به نزول باران نيست، بلكه) فلزاتى هم كه بهوسيلۀ آتش ذوب مىشوند تا از آن زينتآلات يا وسايل زندگى بسازند آنها نيز كفهايى همانند كفهاى آب دارند (و بعد از بيان اين مثال، نه تنها در مورد آب، بلكه در مورد همۀ فلزات، نتيجهگيرى مىكند و مىگويد:) اين گونه خداوند براى حق و باطل، مثال مىزند (و در ادامه مىافزايد) اما كفها به كنار مىروند و آبى كه براى مردم مفيد و سودمند است در زمين مىماند...».
نكته لطيفى كه از سخنان فوق برداشت مىشود آن است كه باطل به جايى مىرسد كه قدرت نگهدارى خويش را ندارد و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب مىشود و اين در همان حال است كه حق به جوشش مىآيد و هنگامى كه حق به خروش افتاد، باطل همچون كفهاى روى ديك كه به خارج پرتاب مىشود بيرون مىافتد و اين خود دليلى است بر اين كه حق هميشه بايد بجوشد و بخروشد تا باطل را از خود دور سازد. (ج ١٦٥/١٠-١٦٦ و ١٧٠.)
جفن
جِفٰانٍ:(سبأ/ ١٣.)[*]
جمع «جفنه» (بر وزن وزنه) به معنى «ظرفهاى غذا خورى» است.
[*]يَعْمَلُونَ لَهُ مٰا يَشٰاءُ مِنْ مَحٰارِيبَ وَ تَمٰاثِيلَ وَ جِفٰانٍ كَالْجَوٰابِ...سبأ/ ١٣.