شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٤ - حامِية (قارعه/ ١١ )
نه «سائبه» و نه «وصيله» و نه «حام»...»[*]مائده/ ١٠٣.
در اين آيه، واژۀ «حام» (حمايتكننده)، به حيوان نرى مىگفتند كه از وجود آن براى تلقيح حيوانات ماده استفاده مىشد، هنگامى كه ده بار از آن براى تلقيح استفاده مىكردند و هربار فرزندى از نطفۀ آن به وجود مىآمد، مىگفتند: اين حيوان پشت خود را حمايت كرده است، يعنى كسى حق سوار شدن برآن را ندارد و در پيش اشاره كرديم كه يكى از معانى «حمى» نگاهدارى و جلوگيرى و ممنوعيت است. (ج ١٠٢/٥-١٠٣.)
حامِية: (قارعه/ ١١.)[**]
از مادّۀ «حمى» (بر وزن نفى) به معنى «شدت حرارت» است و در آيۀ مورد بحث، اشاره به سوزندگى فوقالعاده آتش دوزخ است، مىفرمايد:
«تو چه مىدانى هاويه[***]چيست؟ هاويه آتش سوزان است» (نار حامية) قارعه/ ١٠ و ١١.
جملۀ مذكور، تأكيدى است بر اين معنى كه عذاب قيامت و آتش دوزخ، فوق تصور همۀ انسانهاست و چنين جايگاهى براى كسى است كه در آن روز ترازوهايش سبك است.
روشن است كه منظور از «سبكى» و «سنگينى» ميزان (ترازو)، به معنى سنگينى خود ترازوهاى سنجش نيست، بلكه وزن چيزهايى است كه با آن مىسنجند.
در اين زمينه، احاديث بسيار نغزى، زير عنوان: «اسباب سنگينى ميزان اعمال» در تفسير نمونه نقل شده است، رجوع شود به بخش «نكته» ها (ج ٢٦٧/٢٧.)
[*]شرح و مشخّصات هريك از اين نامها كه بر روى برخى از حيوانات در زمان جاهليت گذاشته مىشد در جاى خود آمده است.
[**]وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا هِيَهْ،نٰارٌ حٰامِيَةٌ.قارعه/ ١٠ و ١١.
[***] «هاويه» از مادّه «هوى» به معنى «افتادن و سقوط كردن» است و آن يكى از نامهاى «دوزخ» است، چرا كه گناهكاران در آن سقوط مىكنند و نيز اشاره به عمق آتش دوزخ است كه در جاى خود شرح خواهيم داد.