شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٢ - ازر (طه/ ٣١ )
مفسران گفتگوست.
«زمخشرى» در «كشاف» از بعضى نقل مىكند كه «عاد» فرزند «عوص» و او فرزند «ارم» و او فرزند «سام» فرزند «نوح» است، و ازآنجا كه نام جد قبيله برآن قبيله اطلاق مىشده به قبيلۀ عاد نيز «ارم» مىگفتند.
بعضى معتقدند كه «ارم» همان «عاد اولى» است و عاد قبيلۀ دوم است در حالى كه بعضى ديگر معتقدند «ارم» نام شهر و سرزمين آنهاست[١].
ولى مناسب با آيۀ بعد، اين است كه «ارم» نام شهر بىنظير آنها باشد:
اَلَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِي اَلْبِلاٰدِ.«همان شهرى كه نظيرش در بلاد آفريده نشده است» فجر/ ٨.
اين تعبير نشان مىدهد كه منظور از «ارم»[٢]همان شهر است، نه قبيله و طايفه. و شايد به همين دليل است كه بعضى از مفسران بزرگ همين تفسير را پذيرفتهاند و ما نيز آن را ترجيح داديم. (ج ٤٥١/٢٦-٤٥٢.)
ا ز ر
ازر: (طه/ ٣١.)[*]
در اصل از «ازار» به معنى لباس گرفته شده است، مخصوصا به لباسى گفته مىشود
(آن شهر«ارم»با عظمت.»فجر/٦ و ٧.
[١] تفسير كشاف، ج ٧٤٧/٤. همين مضمون را «قرطبى» در تفسيرش آورده است.
[٢] بعضى از مفسران داستان مفصلى از كشف شهر زيبا و پرشكوه «ارم» در بيابانهاى جزيرة العرب و صحارى عدن نقل كردهاند كه از ساختمان با عظمت و زينت آلات فوقالعاده عجيب و بىنظير آن سخن مىگويد ولى داستان مزبور به افسانه يا خواب شبيهتر است تا به يك واقعيت!. امّا به هر حال جاى ترديد نيست كه قوم «عاد» و شهرهاى آنان از نيرومندترين قبايل، و پيشرفتهترين بلاد بود و همان گونه كه قرآن اشاره مىكند همانند آن در بلاد پيدا نمىشد. داستانهاى زيادى نيز از «بهشت شداد» كه فرزند «عاد» بوده در افواه و تواريخ وجود دارد، تا آنجا كه «بهشت شداد» و «باغهاى ارم» به صورت ضرب المثل در آمده، ولى اين داستانها به «اساطير» شبيهتر است، اساطيرى كه ريشهاى از واقعيت دارد، اما پيرامون آن شاخ و برگهاى زيادى درست كردهاند! «به نقل از همان مأخذ».
[*]وَ اِجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي،هٰارُونَ أَخِي،اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِي.(موسى به پروردگار عرض كرد):