شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٧ - جذع (مريم/ ٢٣ )
از مادّۀ «جذّ» گرفته شده و به معنى «شكستن و خرد كردن و يا قطع كردن چيزى» است و «مجذوذ» يعنى «بريده شده و قطع شده».
جملۀ: عطاء غير مجذوذ، در آيۀ مورد بحث يعنى «عطا و پاداشى كه هرگز قطع نمىشود» و آن، دليل بر جاودانگى و ابديت اين پاداش است.
واژۀ «جذاذ» نيز از مادّۀ مذكور و به معنى «شكستن و قطعه قطعه كردن» است. در آيۀ ٥٨ سورۀ انبياء مىخوانيم:
فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ كَبِيراً...«(ابراهيم) سرانجام (با استفاده از يك فرصت مناسب) همه بتها - بهجز بت بزرگشان را - قطعه قطعه كرد...» «راغب» مىگويد به خردههاى طلاى شكسته نيز «جذاذ» گفتهاند. (ج ٢٤٧/٩-٢٤٨، ج ٤٣٢/١٣ و مآخذ ديگر.)
ج ذ ع
جذع: (مريم/ ٢٣.)[*]
بر وزن «ذبح» به معنى «تنۀ درخت خرما» است بعضى معتقدند كه اين واژه فقط در تنۀ درخت خرما به كار رفته و به تنۀ درختان ديگر، «ساق» گفته مىشود[**]و بعضى استعمال آن را منحصر به تنۀ نخل نمىدانند و در موارد ديگر نيز به كار گرفتهاند[***]، مانند جذع الانسان «تنۀ انسان» و امثال آن.
آيۀ مورد بحث دربارۀ چگونگى وضع حمل حضرت مريم است و مىگويد: «درد زاييدن، او را بهسوى تنۀ درخت خرمايى [جذع النخلة] كشاند...» در اين آيه، تعبير به: جذع النّخلة، با توجه به اين كه «جذع» به معنى «تنۀ درخت» است، نشان مىدهد كه تنها بدنهاى از آن درخت باقى مانده بوده، يعنى درختى خشكيده بوده است. (جمع «جذع»: جذوع و اجذاع است). (ج ٤١/١٣ و مأخذ ذكر شده)
[*]فَأَجٰاءَهَا اَلْمَخٰاضُ إِلىٰ جِذْعِ اَلنَّخْلَةِ...«درد وضع حمل، او را (مريم را) به كنار تنۀ درخت خرمايى كشاند...» مريم/ ٢٣.
[**] قاموس قرآن، مادّه «جذع»
[***] فرهنگ لاروس، ج ٧٣١/١.