شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٢٢ - بغى (شورى/ ١٤ )
بغل
بغال: (نحل/ ٨.)[*]
بر وزن «شتاب» جمع «بغل» (به فتح باء و سكون غين) به معنى «استر يا قاطر» است كه از «حمار» (الاغ» و «فرس» (اسب) به وجود مىآيد، يعنى پدرش الاغ و مادرش اسب است.
استر حيوانى است اهلى و در گروه حيواناتى به شمار مىرود كه براى سوارى انسان و نيز باركشى از آن استفاده مىشود. بعضى مىگويند كه واژه «بغل» در اصل به معنى «قوت» است و گروهى ديگر مىگويند به جهت قوّت در خلقت به اين نام ناميده شده است.
(لسان التنزيل، تبيين اللغات، واژههاى قرآن)
ب غ ى
بغى: (شورى/ ١٤.)[**]
به گونهاى كه در ريشه اصلى لغوى آن ذكر كردهاند «درخواست تجاوز و انحراف از خط ميانه و تمايل به افراط و تفريط» است، خواه به اين درخواست جامه عمل پوشيده شود يا نه، گاه در كميت چيزى است و گاه در كيفيت، و به همين مناسبت غالبا به معنى ظلم و ستم به كار مىرود[***].
گاهى نيز به معنى هرگونه «طلب و تقاضا» هرچند امر خوب و شايستهاى باشد آمده است.
لذا «راغب» در «مفردات» «بغى» را به دو شعبه تقسيم مىكند، شعبه «ممدوح» و
[*]وَ اَلْخَيْلَ وَ اَلْبِغٰالَ وَ اَلْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهٰا وَ زِينَةً...«(و همچنين) اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و هم مايۀ زينت شما باشد...» نحل/ ٨.
[**]وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ اَلْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ..«آنها پراكنده نشدند مگر بعد از علم و آگاهى، و اين تفرقهجويى به خاطر انحراف از حق بود (و عداوت و حسد)...» شورى/ ١٤.
(***) قريب به همين مضمون در جلد ٦، صفحه ١٥٦، تفسير نمونه صحبت شده است.