شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٤ - چگونه پيامبر امّى بود؟
استفاده نمىكرد.
و اين كه بعضى گفتهاند توانايى بر خواندن و نوشتن، كمالى محسوب نمىشود، بلكه اين دو علم كليدى براى رسيدن به كمالات علمى هستند، نه علم واقعى و كمال حقيقى پاسخش در خودش نهفته است، زيرا آگاهى از وسيلۀ كمالات خود نيز كمالى است روشن.
ممكن است گفته شود در دو روايت كه از امامان (ع) نقل شده، صريحاً تفسير «امّى» به درس نخوانده، نفى شده است و تنها به معنى كسى كه به «امالقرى» (مكه) منسوب است، تفسير شده[١].
در پاسخ مىگوييم يكى از اين دو روايت به اصطلاح «مرفوعه» است و سند آن فاقد ارزش، و روايت دوم از «جعفر بن محمّد صوفى» نقل شده كه از نظر علم رجال شخص مجهولى است.
و اما اين كه بعضى تصور كردهاند كه آيۀ دوم سورۀ جمعه:
... يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ...و آيات ديگرى كه به اين مضمون است، دليل برآن است كه پيامبر (ص) قرآن را از روى نوشته بر مردم مىخواند كاملا اشتباه است، زيرا تلاوت، هم به خواندن از روى نوشته گفته مىشود و هم به خواندن از حفظ، كسانى كه قرآن يا اشعار يا ادعيه را از حفظ مىخوانند، تعبير به تلاوت در مورد آنها بسيار فراوان است.
از مجموع آنچه گفتيم چنين نتيجه مىگيريم كه:
١) پيامبر (ص) بهطورقطع، نزد كسى خواندن و نوشتن را فرانگرفته بود و به اين ترتيب يكى از صفات او اين است كه نزد استادى درس نخوانده است.
٢) هيچگونه دليل معتبرى در دست نداريم كه پيامبر (ص) قبل از نبوت يا بعد از آن «عملا» چيزى را خوانده يا نوشته باشد.
٣) اين موضوع منافاتى با آن ندارد كه پيامبر (ص) به تعليم پروردگار قادر بر خواندن يا نوشتن بوده باشد. (ج ٤٠٠/٦-٤٠٢.)
[١]مأخذ پيشين در همان جا، و همچنين تفسير نور الثقلين، ج ٧٨/٢، ذيل آيۀ مورد بحث.