شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٨٥ - (كهف/ ٦٠ )
«حمل»[**]قرار گرفته است، يعنى محاذى «صورت فلكى حمل» مىباشد و يا «قمر» در «عقرب» است، يعنى كره ماه برابر صورت فلكى «عقرب» واقع شده است (صورت فلكى به مجموعهاى از ستارگان گفته مىشود كه شكل خاصى در نظر ما دارند). (ج ١٤٣/١٥، ج ٣٢٨/٢٦.)
ب ر ح
أَبْرَحُ:(كهف/ ٦٠.)[*]
از مادّۀ «برح» گرفته شده و بنا به گفته قاموس به معنى «كنار شدن و دور شدن و مانند آن» آمده است، ولى چون با كلمۀ نفى همراه است افادۀ اثبات مىكند كه نفى در نفى مفيد اثبات است و نيز بنا به گفته «راغب» در مفردات، «لا ابرح» مانند «لا أزال» است، يعنى «ثابت و استوار ماندن»، چرا كه «برح» اقتضاى معنى نفى دارد و نفى در نفى مثبت مىشود، بنابراين «لا ابرح» و «لا أزال» يعنى «پيوسته و هميشه خواهم بود» و همينطور است جملۀ«لَنْ نَبْرَحَ»در آيۀ ٩١ سورۀ طه[***]كه تفسير نمونه دراينباره مىگويد: از مادّۀ «برح» به معنى «زائل شدن» است و اين كه مىبينيم جملۀ «برح الخفاء» به معنى آشكار شدن است به خاطر اين است كه «زائل شدن خفا» چيزى جز ظهور نيست و ازآنجا كه كلمۀ «لن» به معنى نفى است جملۀ «لن نبرح» مفهومش اين است پيوسته به اين كار ادامه مىدهيم. (ج ٢٧٣/١٣ با استفاده از مآخذ ذكر شده)
(**)حمل: (بره) مجموعۀ ستارگانى است كه تقريبا به اين شكل در آسمان در آمده، و همچنين «ثور» به معنى گاو، و «ميزان» به معنى ترازو، و «عقرب» به همان معنى معروف و «قوس» به معنى كمان است. (تفسير نمونه، ج ٤١/١١ پاورقى)
[*]... لاٰ أَبْرَحُ حَتّٰى أَبْلُغَ مَجْمَعَ اَلْبَحْرَيْنِ...«(و به ياد آر هنگامى كه موسى به رفيق جوانمردش گفت:) پيوسته مىروم تا به محل تلاقى دو دريا برسم...» كهف/ ٦٠.
[***]قٰالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عٰاكِفِينَ حَتّٰى يَرْجِعَ إِلَيْنٰا مُوسىٰ. «آنها گفتند ما همچنان بر گرد آن مىگرديم، (و به پرستش گوساله ادامه مىدهيم) تا موسى بهسوى ما بازگردد» طه/ ٩١.