شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٢ - (توبه/ ٥٧ )
مىگويد، مادّۀ «جلو» به معنى «آشكار شدن و كشف كردن» است: «جلى لى الامر:
وضح» (جلا، يجلو، جلاء): روشن و آشكار شدن و نيز به معنى «از وطن و خانمان دور شدن» است، همچنان كه در آيۀ ٣ سورۀ حشر مىخوانيم:
وَ لَوْ لاٰ أَنْ كَتَبَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمُ اَلْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي اَلدُّنْيٰا...«و اگر خدا بر آنها حكم جلاى وطن نمىكرد آنها را (سختتر از آن) در همين دنيا (به قتل و اسارت مانند كفار بدر) معذّب مىكرد...».
به طورى كه ملاحظه مىكنيم واژۀ «جلاء» در آيۀ فوق، خروج از شهر و يا اخراج از آن است و آن با معناى اصلى (آشكار شدن) مغايرت ندارد، زيرا خروج از بلد، يك نوع «ظهور» است، گويى شخص در شهر مخفى است و با خروج، آشكار مىشود[*].
آيۀ اخير دربارۀ بيرون راندن يهوديان پيمانشكن از اطراف مدينه است به اين ترتيب كه اگر خداوند حكم بيرون رفتن را بر آنها مقرر نمىداشت، آنها را در دنيا به طريق ديگرى كه همان قتل و اسارت به دست مسلمانان بود مجازات مىكرد، خدا مىخواست آنها را در جهان آواره كند و اىبسا اين آوارگى براى آنها دردناكتر بود، زيرا هروقت به ياد آنهمه دژها و خانههاى مجلل و مزارع و باغهاى خود مىافتادند كه در دست ديگران است و خودشان براثر پيمانشكنى و توطئه بر ضد پيامبر (ص)، در مناطق محروم سرگردانند، گرفتار آزار و شكنجههاى روحى فراوان مىشدند. (ج ٤٩٣/٢٣، ج ٤٠/٢٧.)
ج م ح
يَجْمَحُونَ:(توبه/ ٥٧.)[**]
از مصدر «جماح» و به معنى حركت شتابانه و شديدى است كه هيچچيز نتواند از آن جلوگيرى كند، همانند اسبهاى سركش و چموش كه نمىتوان آنها را متوقف ساخت و بههمينجهت چنين اسبى را «جموح» مىگويند.
(روشنايى مىكند. (نمونه، ج ٧١/٢٧.)
[*] قاموس قرآن، مادّه «جلو».
[**]لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغٰارٰاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَ هُمْ يَجْمَحُونَ.«اگر پناهگاه يا غارها يا راهى در زير زمين بيابند البته بدان جا با سرعت و شتاب فرار مىكنند» توبه/ ٥٧.