شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٣ - حام (مائده/ ١٠٣ )
آيۀ مورد بحث دربارۀ كيفر ثروتاندوزان است و به يكى از مجازاتهاى اين گونه افراد در جهان ديگر اشاره مىكند و مىگويد:
«روزى فرا خواهد رسيد كه سكهها را در آتش سوزان دوزخ داغ و گداخته مىكنند و پيشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ خواهند كرد...»يَوْمَ يُحْمىٰ عَلَيْهٰا...توبه/ ٣٥.
در اين آيه يك نكتۀ ادبى وجود دارد و آن اين كه در آيه مىخوانيم:يَوْمَ يُحْمىٰ عَلَيْهٰا، يعنى در آن روز آتش به روى سكهها ريخته مىشود تا داغ و سوزان گردند، در حالى كه معمولا در اين گونه موارد كلمۀ «على» به كار برده نمىشود، بلكه فى المثل گفته مىشود: «يحمى الحديد» آهن را داغ مىكنند.
اين تغيير عبارت شايد به خاطر اين باشد كه اشاره به سوزندگى فوقالعاده سكهها شود، چون اگر سكهاى را در آتش بيفكنند آنقدر داغ و سوزان نمىشود كه اگر آن را به زير آتش كنند و آتش به روى آن بريزند، قرآن نمىگويد سكهها را در آتش مىگذارند، بلكه مىگويد آنها را در زير آتش قرار مىدهند تا خوب گداخته و سوزان شود و اين تعبير زنده است كه شدت مجازات اين گونه ثروتاندوزان سنگدل را بازگو مىكند. (ج ٤٠١/٧ تا ٤٠٣.)
حام: (مائده/ ١٠٣.)[*]
اسم فاعل: (حمايتكننده)، از ماده «حمى» گرفته شده و يكى از معانى «حمى»، نگاهدارى، حمايت كردن و جلوگيرى و ممنوعيّت است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ چهار «بدعت» نابجا كه در ميان عرب جاهلى معمول بود سخن مىگويد، زيرا آنها بر پارهاى از حيوانات به جهتى از جهات، علامت و نامى، مىگذاردند و خوردن گوشت آنها را ممنوع مىساختند و يا حتى خوردن شير و چيدن پشم و سوار شدن بر پشت آنها را مجاز نمىشمردند، گاهى اين حيوانات را آزاد مىگذاشتند كه هر راهى مىخواهند بروند و كسى متعرض آنها نمىشد، يعنى عملا حيوان را بلا استفاده و بيهوده رها مىساختند.
لذا قرآن مجيد مىفرمايد:
«خداوند هيچيك از اين احكام را به رسميت نمىشناسد، نه «بحيره» اى قرار داده و
[*]مٰا جَعَلَ اَللّٰهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِيلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ...مائده/ ١٠٣.