شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٤٧ - (بقره/ ٨٧ و ٢٥٣ )
بنو
اِبْنَ:(بقره/ ٨٧ و ٢٥٣.)[*]
به معنى «پسر» (فرزند ذكور) است و در جمع: «أبناء» و «بنون» و «بنين» گفته مىشود و تصغير آن «بنىّ» است و مضاف به ياء متكلم كه از آن، مهربانى و دلسوزى اراده مىشود.
«راغب» اصل اين كلمه را «بنو» دانسته و نيز صاحب لسان العرب گفته است «ابن» در اصل منقلب از «واو» است و بعضى هم گفتهاند از «ياء».
مؤنث «ابن»، ابنة و بنت است و لام كلمۀ اخير، يعنى حرف سوم آن «واو» است و «تاء» بدل از واو است و آن براى تأنيث نيست.
ناميدن فرزند به «ابن» ازاينجهت است كه پدرش او را ساخته و به تربيت او پرداخته است[**]و به همين مناسبت هر چيزى كه از چيز ديگرى به وجود آيد، مانند:
ابن الانسان و يا آنچه مورد تربيت و كثرت خدمت قرار گيرد و يا ملازم بوده باشد مىتوان آن را «فرزند» ناميد، مانند: «ابن السّبيل» يعنى زادۀ سفر و راه (مسافر)، زيرا ملازم راه است و در مورد كسى است كه هميشه در سفر است و به عبارتى «سبيل» پدر اوست. و يا مانند:
«ابن يومه» كسى كه در انديشۀ فردايش نيست و همچنين «ابن بطنه» دربارۀ كسى است كه پيوسته همّتش، خوردن و شكمبارگى است[***].
كلمۀ «ولد» و «ابن» داراى يك معنى است، يعنى فرزند، با اين تفاوت كه «ابن» فقط مختص «پسر» است. (راغب و منابع ديگر.)
[*]... وَ آتَيْنٰا عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ اَلْبَيِّنٰاتِ وَ أَيَّدْنٰاهُ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ...«... و عيسى پسر مريم را به معجزات و ادلّه روشن حجتها داديم او را بهواسطه روح القدس اقتدار و توانايى بخشيديم...» بقره/ ٨٧ و ٢٥٣.
[**] گفته شده چون ريشۀ كلمۀ «ابن» از «بناء» است و آن قرار دادن چيزى بر اصل و پايهاى است و از طرفى پدر اصل است و پسر، فرع اوست به همين لحاظ تعبير به «ابن» شده است.
[***] عرب، از كلمۀ «ابن» فروع بسيار به وجود آورده و چيزهاى زيادى را به آن منسوب كرده است از جمله «ابن الماء» كه مقصود «مرغابى» است.