شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨٣ - يَخْشَوْنَهُ (احزاب/ ٣٩ )
گاهى، نسبت «خشوع» به «چشمها» داده مىشود و آن براثر شدت وحشت است كه چشمها به زير مىافتد، مثلا در آيه ٧ سورۀ قمر مىخوانيم:
خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ اَلْأَجْدٰاثِ كَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ.«آنها از قبرها خارج مىشوند در حالى كه چشمهايشان از وحشت به زير افتاده و (بىهدف) همچون ملخهاى پراكنده به هر سو مىدوند!».
در آيۀ فوق، نسبت «خشوع» به «چشمها» به خاطر آن است كه صحنه آنقدر هولناك است كه تاب تماشاى آن را ندارند، لذا چشم از آن بر مىگيرند و به زير مىاندازند[*].
همچنين گاه نسبت «خشوع» به زمين داده شده است و به كار بردن اين تعبير در مورد «زمين خشكيده» در حقيقت يك نوع كنايه است، آرى زمين به هنگامى كه خشكيده و فاقد آب مىشود از هرگونه گل و گياه خالى مىشود و به صورت انسان افتاده و يا مردهاى در مىآيد، اما نزول باران، حيات جديدى به آن مىبخشد، آن را به حركت و نمو و رشد وامىدارد، آيۀ ٣٩ سورۀ فصلت گواه بر مطلب فوق است:
وَ مِنْ آيٰاتِهِ أَنَّكَ تَرَى اَلْأَرْضَ خٰاشِعَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْهَا اَلْمٰاءَ اِهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ...«از آيات او اين است كه زمين را خشك و خاضع مىبينى، امّا هنگامى كه آب برآن مىفرستيم به جنبش درمىآيد و نمو مىكند...»[**]. (ج ١٩٤/١٤ و ٢٠٤، ج ٢٩٣/٢٠، ج ٢٣/٢٣.)
خ ش ى
يَخْشَوْنَهُ: (احزاب/ ٣٩.)[***]
از مادّۀ «خشيت» به معنى «ترس توأم با تعظيم و احترام» است و از همين رو با «خوف» كه اين ويژگى در آن نيست متفاوت است و گاه به معنى مطلق «ترس» نيز به كار مىرود.
[*]الميزان مىگويد: خشوع نوعى ذلّت است و حالت ذلت بيش از هر چيز در ديدگان ظهور مىكند.
(**) دربارۀ «خشوع» ذيل آيۀ ١٦ سورۀ حديد، جلد ٣٤١/٢٣، تفسير نمونه بحث شده است.
[***]اَلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسٰالاٰتِ اَللّٰهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لاٰ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اَللّٰهَ...«(پيامبران پيشين) كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند و (تنها) از او مىترسيدند و از هيچكس جز خدا واهمه نداشتند...» احزاب/ ٣٩.