شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٠ - حلال و اصل حلّيّت (سور١٧٢٨ بقره آي١٧٢٨ ١٦٨ )
در آيۀ ٥ سورۀ مائده مىخوانيم:
... وَ طَعٰامُ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتٰابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعٰامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ... «... و طعام اهل كتاب براى شما «حلال» و طعام شما براى آنها «حلال است...» گاهى كلمۀ «حلّ» مانند كلمۀ «حلول» به معنى «اقامت و استقرار در مكان» است و گاهى نيز مصدر به جاى اسم فاعل (حلولكننده) قرار مىگيرد:وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ.«و حالآنكه تو (اى رسول گرامى) در اين بلد (مكه معظّمه) اقامت دارى» بلد/ ٢.
به هر حال بازمىگرديم به موضوع آيۀ مورد بحث كه فرمود:
«بگو (به مشركان عرب) آيا رزقى كه خدا براى شما فرستاده، (شما از پيش خود) بعضى را حرام و بعضى را حلال كردهايد؟!...»فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرٰاماً وَ حَلاٰلاًيونس/ ٥٩.
(متن كامل آيه ذكر شده است).
آيه فوق از قوانين ساختگى و خرافى و احكام دروغين مشركان سخن مىگويد، آنها طبق سنن خرافى خود پارهاى از چهار پايان را تحت عنوان «سائبه» و «بحيره» و «وصيله» و همچنين قسمتى از زراعت و محصول كشاورزى خود را تحريم كرده و خود را از اين نعمتهاى پاك محروم ساخته بودند در حالى كه اگر به خدا ايمان داشتند، مىدانستند كه همه مواهب و ارزاق از ناحيه اوست و نيز اين حقيقت را مىپذيرفتند كه بيان حكم اين مواهب و مجاز و غير مجاز آنها به دست پروردگار است و بدون اذن و فرمان او دخالت در اين كار نارواست. (ج ٣٢٥/٨ با اقتباس از قاموس و تبيين اللغات)
حلال و اصل حلّيّت (سورۀ بقره آيۀ ١٦٨.)[*]
يكى از انواع شرك اين است كه انسان غير خدا را قانونگذار بداند و نظام تشريع و حلال و حرام را در اختيار او قرار دهد، آيۀ مورد بحث اين عمل را يك كار شيطانى معرفى مىكند و مىفرمايد:
«اى مردم از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد...» قابل توجه اين كه خطابهايى كه در قرآن مربوط به استفاده از غذاهاست، كم نيست و
[*]يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ كُلُوا مِمّٰا فِي اَلْأَرْضِ حَلاٰلاً طَيِّباً وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ اَلشَّيْطٰانِ...بقره/ ١٦٨.