شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٣٣ - (تبت/ ٤ )
عجب اين كه در آيۀ ٣٤ سورۀ حاقه[*]، اين موضوع را همرديف عدم ايمان به خداوند بزرگ ذكر مىكند و مىفرمايد:
«او به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد و ديگران را به اطعام مستمندان تشويق نمىكند»[**]. (ج ٤٦٣/٢٦-٤٦٤.)
ح ط ب
حطب(حَمّٰالَةَ اَلْحَطَبِ): (تبت/ ٤.)[***]
واژۀ «حطب» به معنى «هيزم» است و منظور از جملۀ«حَمّٰالَةَ اَلْحَطَبِ»وضع و حالت «امّ جميل» (همسر ابو لهب) است. او نيز در حالى كه هيزم به دوش مىكشد، وارد آتش سوزان جهنّم مىشود.
در اين كه همسر ابو لهب كه خواهر «ابو سفيان» و عمۀ «معاويه» بود در عداوتها و كارشكنيهاى شوهرش بر ضد اسلام شركت داشت حرفى نيست، اما در اين كه قرآن چرا او را حمّالة الحطب (زنى كه هيزم بر دوش مىكشد) توصيف كرده تفسيرهاى متعددى ذكر كردهاند:
بعضى گفتهاند اين به خاطر آن است كه بوتههاى خار را بر دوش مىكشيد و بر سر راه پيغمبر اسلام (ص) مىريخت تا پاهاى مباركش آزرده شود.
و بعضى گفتهاند اين تعبير كنايه از سخن چينى و نمّامى اوست، همان گونه كه در ادبيات فارسى نيز همين تعبير در مورد سخن چينى آمده است كه مىگويند:
ميان دو كس جنگ چون آتش است * سخن چين بدبخت هيزمكش است! بعضى نيز آن را كنايه از شدت بخل او مىدانند كه باآنهمه ثروت، حاضر نبود كمكى به نيازمندان كند به همين دليل تشبيه به «هيزمكش» فقير شده است.
بعضى نيز مىگويند او در قيامت بار گناهان گروه زيادى را بر دوش مىكشد.
[*]إِنَّهُ كٰانَ لاٰ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ اَلْعَظِيمِوَ لاٰ يَحُضُّ عَلىٰ طَعٰامِ اَلْمِسْكِينِ.حاقه/ ٣٣ و ٣٤.
[**] بايد توجه داشت كه واژۀ «طعام» در متن اين آيه و نيز آيۀ مورد بحث (فجر/ ١٨.) معنى مصدرى دارد و به معنى «اطعام» است.
[***]وَ اِمْرَأَتُهُ حَمّٰالَةَ اَلْحَطَبِ.«و همچنين همسرش در حالى كه هيزم به دوش مىكشد» تبّت/ ٤.