شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٧ - حىّ دربار١٧٢٨ خداوند
نيز زنده مىكند...» فصلت/ ٣٩.
و زمانى به معناى حيات فكرى و عقلانى و انسانى آمده است مانند:
أَ وَ مَنْ كٰانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنٰاهُ...«آيا آنكس كه مرده و گمراه بود و هدايتش كرديم همانند گمراهان است؟» انعام/ ١٢٢.
و گاهى به معناى حيات جاودان جهان ديگر آمده، مانند:
... يٰا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيٰاتِي.«... اىكاش براى زندگى امروز (روز رستاخيز) چيزى از پيش فرستاده بودم» فجر/ ٢٤.
و زمانى به معناى علم و توانايى بىحد و انتها مىآيد آنچنان كه دربارۀ خدا مىگوييم:
هواَلْحَيِّ اَلَّذِي لاٰ يَمُوتُ...«او زندهاى است كه برايش مرگ وجود ندارد...» با توجه به آنچه در اقسام حيات گفتيم روشن مىشود كه مردم عصر جاهلى گرچه زندگى مادى حيوانى داشتند، امّا از زندگى انسانى و معنوى و عقلانى محروم بودند قرآن آمد و آنها را دعوت به حيات و زندگى كرد.
و از اين جا به خوبى معلوم مىشود آنها كه دين و مذهب را در يك سلسله برنامههاى خشك و بىروح و خارج از محدوده زندگى و در حاشيه برنامههاى فكرى و اجتماعى مىپندارند چقدر در اشتباهاند يك دين راستين آن است كه حركت در همه زمينههاى زندگى ايجاد كند روح بدهد، فكر و انديشه بدهد، احساس مسئوليت بيافريند، همبستگى و اتحاد و ترقى و تكامل در همۀ زمينهها ايجاد كند و به تمام معنى حيات آفرين بوده باشد.
(ج ١٢٧/٧-١٢٨.)
حىّ دربارۀ خداوند
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ...
«هيچ معبودى جز خداوند يگانۀ زنده كه قائم به ذات خويش است و موجودات ديگر قائم به او هستند، وجود ندارد...» بقره/ ٢٥٥.
«حىّ» به معنى «زنده» است و اين كلمه مانند هر صفت مشبهۀ ديگر دلالت بر دوام دارد و با توجه به آيۀ فوق، حيات خداوند حيات حقيقى است، زيرا حيات او عين ذات