شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٥ - خَوالف (توبه/ ٨٧ )
مىكرد، بعلاوه قوه گريز از مركز، آنقدر بالا مىرفت كه موجودات زمينى را به خارج از كره زمين پرتاب مىكرد! خلاصه، مطالعه اين نظام از يكسو فطرت خداشناسى را در انسان بيدار مىسازد (و شايد تعبير به تذكر و يادآورى اشاره به همين حقيقت است) و ازسوىديگر روح شكرگزارى را در او زنده مىكند.
قابل توجه اين كه در بعضى از روايات كه از پيامبر (ص) و يا امامان معصوم (ع) در تفسير آيه نقل شده چنين مىخوانيم:
«جانشين شدن شب و روز نسبت به يكديگر براى آن است كه اگر انسان در يكى از وظايف خويشتن در عبادت پروردگار كوتاهى كرده باشد در ديگرى جبران يا قضا كند اين معنى ممكن است تفسير دومى براى آيه باشد و از آنجا كه آيات قرآن داراى بطون است منافات با معنى اول نيز ندارد.» در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم كه فرمود: «هر عبادت و اطاعتى كه در شب از تو فوت شد در روز قضا كن» خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
وَ هُوَ اَلَّذِي جَعَلَ اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهٰارَلِمَنْ أَرٰادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرٰادَ شُكُوراً.
يعنى «انسان وظايف فوت شده در شب را در روز و وظايف فوت شده در روز را در شب قضا كند[١]».
نظير همين معنى را «فخر رازى» از پيغمبر اكرم (ص) نقل كرده است. (ج ١٤٤/١٥ - ١٤٥.)
خَوالف: (توبه/ ٨٧.)[*]
جمع «خالفة» از مادّۀ «خلف» به معنى «پشت سر» است و نيز به معنى «عمود آخر خيمه» آمده است[**]بههمينجهت به زنان كه به هنگام رفتن مردان به خارج از منزل، در منزل مىمانند (و يا در كوچ كردن از مسافران عقب مىمانند) «خالفة» گفته مىشود.
در آيۀ مورد بحث سخن دربارۀ منافقان است، زيرا آنها هنگامى كه سورهاى دربارۀ
[١]من لا يحضره الفقيه، به نقل از: نور الثقلين، جلد ٣، ذيل آيه.
[*]رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ اَلْخَوٰالِفِ وَ طُبِعَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ يَفْقَهُونَ.توبه/ ٨٧.
[**] مفردات، راغب، ماده «خلف».