شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧٤ - خُرطُوم (قلم/ ١٦ )
مىشود، اين كلمه در معنى «دروغ» نيز استعمال شده است و در آيۀ مورد بحث مىتواند به هر دو معنى باشد و مفهوم آيه چنين است:
«... راهنماى آنها يكمشت گمانهاى آلوده به هوا و هوس و يكمشت دروغ و فريب و تخمين است» در آيۀ:قُتِلَ اَلْخَرّٰاصُونَ. «كشته شوند دروغگويان (و مرگ بر آنها!)» ذاريات/ ١٠.
منظور كسانى هستند كه حرفهاى بىپايه و بىسروته مىزنند، بنابراين پيروى از پندار و گمان، اساسى ندارد و انسان را به وادى دروغ مىكشاند[*]. (ج ٤١٤/٥، ج ٣١٦/٢٢.)
خ ر ط م
خُرطُوم: (قلم/ ١٦.)[**]
به معنى «بينى» است، تنها در مورد «خوك» و «فيل» گفته مىشود، در آيۀ مورد بحث كه مىگويد: «ما بزودى بر بينى او (وليد بن مغيره) علامت و داغ ننگ مىنهيم!» تعبيرى است رسا و گويا، زيرا علامتگذارى در بينى نشانه تحقير و نهايت ذلت و خوارى است.
«بينى» در لغت عرب معمولا كنايه از بزرگى و عزّت است، همان گونه كه در فارسى وقتى مىگوييم بينى او را به خاك بماليد دليل بر اين است كه عزّت او را بر باد دهيد و بايد توجه داشت كه علامت گذاردن مخصوص حيوانات است، حتى در حيوانات در صورت آنها و مخصوصا در بينى آنها علامتگذارى نمىشود و در اسلام اين كار نهى شده است.
بعضى گفتهاند كه علامت نهادن بر بينى، در ميدان جنگ «بدر» عملا صورت گرفت و ضربه بر بينى بعضى از سردمداران كفر وارد گشت، به طورى كه علامت آن باقى ماند و نيز بعضى از مفسران گفتهاند كه آيۀ مورد بحث ناظر به «وليد بن مغيره» يكى از سران معروف شرك است، ولى اگر منظور شخص «وليد بن مغيره» باشد تاريخ مىگويد او قبل از جنگ بدر از دنيا رفت و اگر غير از او باشد ممكن است دراينباره از خطبۀ معروف امام
(*)در تفسير نمونه، جلدهاى ٨ و ٢٢ به ترتيب در صفحات ٣٤٢ و ٣٤ مادّه «خرص» به معانى مذكور آمده است.
[**]سَنَسِمُهُ عَلَى اَلْخُرْطُومِ.قلم/ ١٦.